برگردان به زبان ساده
گفتمش حرفی و امید که در گوشش باد
و آنچه از من نشنیده است فراموشش باد
هوش مصنوعی: به او چیزی گفتم و امیدوار بودم که آن را فراموش کند و تمام آنچه را که از من نشنیده است نیز فراموش شود.
آنکه زد طعنه ی بیهوشیم از دیدن او
چشم او، راهزن قافله ی هوشش باد
هوش مصنوعی: آن کسی که به بیخبری من از حضور او اشاره کرد، باید بگویم که چشم او مانند دزدی است که به قافلهی هوش و آگاهیام حمله میکند.
آن قصب پوش جوان، کز ستمش دم نزنم
شرمی از طاقت پیران خشن پوشش باد
هوش مصنوعی: آن جوان زیبا و خوشپوشی که به خاطر ستمهایش چیزی نمیگویم، مرا از تحمل پیری و سختپوشی شرمنده میکند.
گفت، دیروز: شب آیم ببرت؛ آمد صبح
شرمی امروز ز دیر آمدن دوشش باد
هوش مصنوعی: دیروز گفت که شب میآید، اما امروز صبح شرمندهام که دیر آمده است.
سرکند غیر چو بدگویی من، یا رب یار
نشنود، ور شنود زود فراموشش باد
هوش مصنوعی: اگر کسی غیر از من بدگویی کند، خداوند دانا است، و در صورتی که محبوبم بشنود، امیدوارم زود فراموش کند.
صبح کز طلعت خورشید بخود مینازد
شرمی از پرتو آن طرف بناگوشش باد
هوش مصنوعی: صبح که با طلوع خورشید زیباییاش را به نمایش میگذارد، باد از تابش نور آن طرف صورتش شرمسار است.
روز محشر، چو جفای تو ز آذر پرسند
بدعا کوش که یا رب لب خاموشش باد
هوش مصنوعی: در روز قیامت، زمانی که از خاطر تو و ستمهایی که بر من روا داشتی سوال شود، دعا کن که پروردگارا، او دیگر چیزی نگوید و سکوت کند.