برگردان به زبان ساده
نهم به پای کسی سر، که سر نهاده به پایت
کنم فدای کسی جان، که کرده جان به فدایت
هوش مصنوعی: من به پای کسی میافتم که سرش را به پای من گذاشته است و جان خود را نثار کسی میکنم که جانش را برای من فدای کرده است.
برآ، برای خدا، همچو مه به بام و نظر کن
ببین چگونه مرا میکشند زار برایت؟!
هوش مصنوعی: بیا، برای خدا، مثل ماه که در آسمان میدرخشد، نظر کن و ببین چطور به خاطر تو با دل خونین از غم زندگی میکنم.
نشسته گرد ملالم به چهره بیتو و، ترسم
گمان برند که رخ سودهام به خاک سرایت!
هوش مصنوعی: بیتو، غم و اندوه بر چهرهام نشسته و نگرانم که مبادا دیگران فکر کنند که من به زمین افتادهام و دیگر نشانی از زندگی ندارم.
مکن حذر کسی، گرچه از غرور جوانی
تو غافلی ز خدا، من سپردهام به خدایت
هوش مصنوعی: باید مراقب خودت باشی و از کسی دوری نکن، حتی اگر از غرور جوانیات غافل شوی. من به خداوند، پروردگار تو، اعتماد کردهام.
دل است جای تو و، بیدلان به دیر و حرم بین
تو در کجایی و جویند غافلان ز کجایت؟!
هوش مصنوعی: دل جایی است که تو قرار داری و بیدلان در معابد و اماکن مقدس به دنبال تو میگردند. در حالی که غافلان نمیدانند تو کجا هستی و در جستجوی تو هستند.
خوشم که مردم از اهل وفا، جفای تو باور
نمیکنند، که از من شنیدهاند وفایت
هوش مصنوعی: من خوشحالم که مردم به وفای تو اعتقاد دارند و فکر نمیکنند که من از جفایت صحبت کردهام، چون وفای تو را از من شنیدهاند.
دوای درد ز مردن تو را، و من متحیر
که چیست درد تو آذر که مردن است دوایت؟!
هوش مصنوعی: درمان آلام تو در مرگ توست، اما من در حیرتم که درد تو چیست که مرگ، درمان آن به حساب میآید؟