برگردان به زبان ساده
دور از تو جان سپردن، دشوار بود ما را
گر بیتو زنده ماندیم، معذور دار ما را
هوش مصنوعی: فراق تو و دوری از تو برای ما سخت و دشوار است. اگر همچنان به زندگی ادامه دادیم، لطفاً ما را ببخش.
من بیگناهم، اول جرمی بگو و آنگه
خونم بریز؛ کآخر عذری بود جفا را
هوش مصنوعی: من بیگناه هستم، ابتدا یک دلیل برای اتهامم بیاور و بعد از آن میتوانی خونم را بریزی؛ زیرا این بهانهای برای ظلم و ستم به حساب میآید.
یک آشنا ندیدم، کز راه آشنایی
با آشنا بگوید، احوال آشنا را
هوش مصنوعی: هیچ آشنایی را ندیدم که در مورد حال و احوال دیگر آشناها صحبت کند.
چون محرمان درگاه، مستند و لا ابالی
با پادشه که گوید ظلمی که شد گدا را
هوش مصنوعی: زمانی که نزدیکان دربار به طور بیمحابا و بدون نگرانی در کنار پادشاه هستند و او را به خاطر ظلمی که به مردم بیپناه روا داشته، مورد پرسش قرار میدهند.
دردی که با تو دارم، با هیچ کس نگویم؛
ترسم که روز محشر، گویند ماجرا را
هوش مصنوعی: دردی که من به خاطر تو احساس میکنم، برای هیچکس بازگو نمیکنم؛ زیرا میترسم که در روز قیامت، داستان این درد را بگویند.
کردم دعا بجانش، رفتم ز آستانش ؛
کس بود این گمانش، کاین است اثر دعا را؟!
هوش مصنوعی: من برای او دعا کردم و از درگاهش دور شدم؛ کسی انتظار نداشت که دعا چنین تأثیری داشته باشد!
گویند: بنده کشتن، بر پادشه شگون نیست؛
بگذر ز خون آذر، ای سنگدل خدا را
هوش مصنوعی: میگویند که کشته شدن بنده، برای پادشاه خوش یمن نیست؛ پس ای سنگدل، خدا را به خون آتشین و آزار نگذار و از این مسیر بگذر.