برگردان به زبان ساده
ز میان میروم اینک، به کنارم بنشین
بنشین، هست زمانی به تو کارم، بنشین
هوش مصنوعی: من اکنون از میان میروم، تو کنار بنشین که زمانی به تو نیاز خواهم داشت.
آمدی، کز غم بیرون ز شمارم پُرسی
بنشین، تا به تو یکیک بشمارم بنشین
هوش مصنوعی: تو که آمدی، از غم و اندوه من کنجکاو هستی، بیا بنشین تا به تو بگویم که این غمها چقدر است و هر یک را برایت توضیح دهم.
از برم رفتی و میمیرم ازین غمباری
به کنارم ننشستی، به مزارم بنشین
هوش مصنوعی: تو از پیشم رفتهای و من به خاطر این غم به شدت ناراحتم. تو کنار من نیاوردی و من از دوریات میمیرم، به سر مزارم بیا و یک لحظه برایم بنشین.
ای که احوال دلِ زار، ز من میپرسی!
بنشین، تا به تو گوید دل زارم «بنشین»
هوش مصنوعی: ای کسی که درباره حال دل غمگین من سؤال میکنی؛ برو، تا دلم خودش برایت بگوید چه حالتی دارد، فقط بنشین و گوش کن.
گفتمش: «آذر! هوس روی تو دارم، چه کنم؟»
گفت: «جایی که فتد بر تو گذارم، بنشین»
هوش مصنوعی: به او گفتم آذر، من آرزوی دیدن تو را دارم، چه کار باید بکنم؟ او پاسخ داد: هر جا که بر تو بگذرم و برسم، همان جا بنشین.