جان میدهد جان، آن لعل خندان
دل میبرد دل، آن عقد دندان
خوش آنکه گریم، چون ابرو بینم؛
آن غنچه لب را، زان گریه خندان
چون در برآرم، او را گذارم
لب بر لب او، چون ارجمندان
هم من به دندان گیرم لب او
هم او لب من گیرد به دندان
اطلاعات
وزن: مستفعلن فع مستفعلن فع (متقارب مثمن اثلم)
قالب شعری:غزل
منبع اولیه: چکامه
تعداد ابیات: 4
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
جان میدهد جان، آن لعل خندان
دل میبرد دل، آن عقد دندان
هوش مصنوعی: روح من فدای آن لبان سرخ و خندان است، چرا که آن دندانهای زیبا و دلنشین دل مرا ربوده است.