برگردان به زبان ساده
از آن لب شکوهام بسیار و، هر شب
به لب میآرم و، مینگرم لب
هوش مصنوعی: از آن لب زیبا و دلانگیز، سخنچینیهای زیادی دارم و هر شب به یاد آن لبها میافتم و به آنها خیره میشوم.
شب آدینه، بر مستان چنان است
که روز شنبه بر طفلان مکتب
هوش مصنوعی: شب جمعه بر مستان حال و هوایی شاد و سرخوش دارد، درست مانند روز شنبه که برای بچهها در مکتب یادگیری و یادآوری است.
بیا رب یا رب افتاده است کارم
از این یا رب نگاهش دار یا رب
هوش مصنوعی: ای خدا، به یاری من بشتاب و از دست یاری که به او امید بستهام، مرا نجات بده. نگاهش را از من دور نکن و مرا تنها نگذار.
طبیبم، فکر درمان داشت، گفتم:
چرا داری ز تدبیرم معذب؟!
هوش مصنوعی: من پزشک هستم و به درمان فکر میکنم، اما به او گفتم: چرا با تدبیرهایت مرا آزار میدهی؟
ز جور یاد مینالم، نه از درد
ز داغ هجر میسوزم، نه از تب
هوش مصنوعی: من از ستم یاد میکنم، نه از درد و رنجی که بر اثر جدایی به من وارد میشود و نه از تب و تب و تاب ناشی از آن.
زماه خود، چو بینم مهربانی
نمینالم ز بیمهری کوکب
هوش مصنوعی: وقتی که مهربانی ماه خود را میبینم، از بیمهری ستاره دیگر غمگین نمیشوم.
به دستی نار پستان دارم آذر
به دیگر دست خواهم سیب غبغب
هوش مصنوعی: من با یک دست آتش را در اختیار دارم و با دست دیگر میخواهم سیب را بگذارم.