برگردان به زبان ساده
دردا که حریف راز دانم
حرفی زد و کرد بدگمانم
هوش مصنوعی: ای وای، که کسی که رازها را میداند، حرفی زد و مرا دچار سوءتفاهم کرد.
بود آنکه نخست، خضر را هم
اکنون شده دزد کاروانم
هوش مصنوعی: زمانی بود که خضر، که نماد دانش و آگاهی است، در حال حاضر به دزد کاروان من تبدیل شده است.
امروز فگند بر زمینم
دی برد اگر بر آسمانم
هوش مصنوعی: امروز اگر بر زمین بیفتم، دیروز حال خوبی داشتم.
دی، دوستر آنکه بودم از جان
امروز شده است خصم جانم
هوش مصنوعی: دیگر آن کسی که دیروز دوست من بود، امروز دشمن جان من شده است.
نامحرم گشته محرم، ای وای
شد بسته زبان ز همزبانم
هوش مصنوعی: ای وای، زبان من گویی به خاطر همصحبتی با کسی که باید ناشناس بماند، بسته شده است.
شد هم قفس من، آخر آن مرغ
کاو بود اول هم آشیانم
هوش مصنوعی: در نهایت، آن پرندهای که در ابتدا خانهام بود، اکنون قفس من شده است.
دم با که زنم ز مهر، کاین دم
بیمهر شده است مهربانم
هوش مصنوعی: با که سخن بگویم از عشق، چون این لحظه سرشار از بیعلاقگی و سردی شده است. اما با این حال، قلب من هنوز مهربان است.
من غافل از آنچه در دل اوست
او، باخبر از غم نهانم!
هوش مصنوعی: من از احساسات و رازهای درون او بیخبرم، اما او به خوبی از ناراحتیها و غمهای پنهان من آگاه است!
دیگر نخورم فریبش، آذر
چون کار گذشته ز امتحانم
هوش مصنوعی: دیگر فریب او را نمیخورم، چون مانند آذر، تنها یادگاری از امتحانات قبلیام باقی مانده است.