برگردان به زبان ساده
در قفس خود را بیاد آشیان انداختم
ناله سر کردم که آتش در جهان انداختم
هوش مصنوعی: من در قفس خود زندانی شدهام و به یاد خانهام به ناله زدم که به خاطر درد و رنجی که در جهان ایجاد کردهام، دلم آتش میگیرد.
با کمال ناامیدی، حرف وصل یار را
آنقدر گفتم، که خود را در گمان انداختم
هوش مصنوعی: با تمام ناامیدی، آنقدر از ارتباط با معشوق صحبت کردم که خودم باور کردم به آن دست یافتهام.
مطرب از فرهاد و مجنون، حرف عشقی میزند
من هم از خود داستانی در میان انداختم
هوش مصنوعی: خواننده از داستانهای فرهاد و مجنون سخن میگوید و من نیز برای خودم داستانی را به میان آوردهام.
ترک مطلب تا نکردم، ناله تأثیری نکرد
چشم پوشیدم، خدنگی بر نشان انداختم
هوش مصنوعی: تا زمانی که موضوع را مطرح نکردم، ناله و شکایت من هیچ تأثیری نداشت. چشمم را بستم و به نشانهای که فرستاده بودم، توجه کردم.
وای بر حال ملایک امشب آذر کز غمش
ناوک آهی بسوی آسمان انداختم!
هوش مصنوعی: امشب به خاطر غم آذر، ناخواسته نالهای به آسمان فرستادم که ملائکه را تحت تاثیر قرار داد.