برگردان به زبان ساده
ای ساربان خدا را، آهسته رو به منزل
کز هر طرف اسیری مانده است پای در گل
هوش مصنوعی: ای راننده، لطفا به آرامی به سمت منزل برو، چون در هر طرف افرادی هستند که گرفتار و در زحمتند.
جمعی ز وصل سوزند، خلقی ز هجر میرند؛
ای وای اگر زمانی، بیرون روی ز محفل
هوش مصنوعی: عدهای از عشق و وصال میسوزند و عدهای دیگر از جدایی میمیرند؛ وای بر ما اگر روزی تو از این جمع بیرون بروی.
با آن لبِ شکرریز، با آن نهال نوخیز؛
تا رفتهای ز گلشن، ای نازنینشمایل
هوش مصنوعی: با آن لبهای شیرین و با آن جوانی تازهرسیدهات؛ وقتی که از باغ گل رفتهای، ای زیبای دلربا.
هر غنچه ز اشتیاقت، چشمی است مانده در ره
هر سرو از فراقت، پایی است رفته در گل
هوش مصنوعی: هر غنچهای از عشق تو، چشمی است که در انتظار تو مانده، و هر درختی که از دوری تو رنج میبرد، پایش را به درون گلها فرو برده است.
خواهد گر آن ستمگر، جان و دلی ز آذر
هم دست شوید از جان هم چشم پوشد از دل!
هوش مصنوعی: اگر آن ستمگر بخواهد، جان و دل را از آتش بگیرد و از جان چشم بپوشد و از دل هم دوری کند!