برگردان به زبان ساده
دریغا که بد مهر گردان جهان
ندارد وفا با کسی جاودان
هوش مصنوعی: افسوس که مهر و محبت گردانندهی دنیا با هیچکس بهطور دائم وفادار نیست.
نباید همی بست دل را در اوی
که بس نابکارست و بس زشت روی
هوش مصنوعی: نباید دل خود را به کسی بسپاریم که نیکوکار نیست و چهرهای زشت دارد.
بسا مهر پیوسته و بسته دل
که او کرد بی کام دل زیر گل
هوش مصنوعی: بسیاری از افرادی که به عشق و علاقه مشغولند، در دل خود آرزوهایی دارند، اما در نهایت آنچه را که میخواهند به دست نمیآورند و آرزوهایشان زیر فشار یا غم پنهان میماند.
بس امّیدها را که در دل شکست
بسی بندها کو گشاد و ببست
هوش مصنوعی: بسیاری از آرزوها و امیدها در دل انسان شکسته میشوند، مانند بندهایی که گاهی باز و گاهی بسته میشوند.
اگر من بگویم که با من چه کرد
چه آورد پیشم ز داغ و ز درد
هوش مصنوعی: اگر من بگویم که با من چه کردند و چه بار سنگینی از درد و رنج بر دوشم گذاشتند.
بماند عجب هر کس از کار من
خورد تا به جاوید تیمار من
هوش مصنوعی: هر کس که از کار من دچار حیرت شده، تا ابد در فکر و التهاب من خواهد ماند.
مرا قصه زین طرفه تر اوفتاد
ولیکن نیارم گذشتن به یاد
هوش مصنوعی: داستانی برایم پیش آمده است که خیلی جالب است، اما نتوانم از یاد آن بگذرم.
اگر زندگانی بود، آن سمر
بگویم که چون بد همه سر بسر
هوش مصنوعی: اگر زندگی ادامه داشته باشد، من آن میوه شیرین را بیان میکنم که هر زمان در آنجا مشترک است.
چه کردند با من ز مکر و حیل
کسانی کهشان بود دل پر دغل
هوش مصنوعی: با من چه کار کردند از نیرنگ و حقه بازی افرادی که دلهای پر از نیرنگ و فریب داشتند.
ز مرد و زن و پیر و برنا به هم
ز شهری و ترک و ز بیش و ز کم
هوش مصنوعی: از بین مردان و زنان، از پیران و جوانان، از اهالی شهر و ترکها، و از کسانی که در وضعیتهای مختلف هستند، همه به هم پیوستهاند.
سپردم به یزدان من آن را تمام
که یزدان کند حکم روز قیام
هوش مصنوعی: من کارهایم را به خدا سپردم و از او خواستم که در روز قیامت، سرنوشت همه چیز را تعیین کند.
ستاند ز هر ناکسی داد من
رسد روز محشر به فریاد من
هوش مصنوعی: هر کس از من کماهمیتتر است، چیزی از من نخواهد گرفت و در روز قیامت، فریاد من شنیده خواهد شد.