برگردان به زبان ساده
بود درویشی بغایت غم زده
آن یکی گفتش که ای ماتم زده
هوش مصنوعی: در میان درویشی بسیار غمگین، شخصی به او گفت: ای کسی که در اندوه فرو رفتهای.
غم به در کن زآنکه من هم کرده ام
گفت چندین غم نه من آورده ام
هوش مصنوعی: غم را از خود دور کن، زیرا من نیز سالهاست که با ناامیدی و غم سروکار داشتهام.
این زمان من روز و شب در ماتمم
کآن تواند برد کآورد این غمم
هوش مصنوعی: این روزها من در اندوه و ناراحتی به سر میبرم، چون چیزی وجود دارد که میتواند این غم و اندوه را از من بگیرد.
این همه غم کز دل پرخون خورم
چون نه من آورده ام من چون برم
هوش مصنوعی: من چون دل پرخونم را از غم پر کردهام، میپرسم چرا این همه درد و رنج را به خودم تحمیل کردهام.
من ندانم هیچ غم در روزگار
چون فراق و سخت تر زین نیست کار
هوش مصنوعی: من نمیدانم هیچ دردی در زندگی بدتر از جدایی و سختتر از آن وجود دارد.
گم شود صد عالم غم باتفاق
در بر یک ذرهٔ غم از فراق
هوش مصنوعی: در دورانی که دنیا پر از غم و اندوه است، تنها یک دانه از غم فراق میتواند همه آن دردها را تحتالشعاع قرار دهد و اهمیتش بیشتر نمایان شود.
ذرهٔ تا هستی خویشت بود
صد فراق سخت در پیشت بود
هوش مصنوعی: به اندازهٔ کوچک و ناچیز وجودت، احساس جدایی بسیار سختی در برابر تو وجود دارد.