برگردان به زبان ساده
پیش آن دیوانهٔ شد پادشا
گفت از من حاجتی خواه ای گدا
هوش مصنوعی: پیش آن دیوانه که پادشاه شده بود، گفت: ای گدای درگاه، هر چه میخواهی از من بخواه.
گفت دارم من دو حاجت در جهان
بو که از شاهم برآید این زمان
هوش مصنوعی: دو خواسته دارم از زندگی که امیدوارم این بار از سوی پادشاه به آنها پاسخ داده شود.
اول از دوزخ چو خوش برهانیم
در بهشتم آری و بنشانیم
هوش مصنوعی: نخست باید از عذاب و ناراحتیها رهایی یابیم، آنگاه میتوانیم به شادی و آرامش دست پیدا کنیم.
پادشاهش گفت ای حیران راه
هست این کار خدا از من مخواه
هوش مصنوعی: پادشاه به او گفت: ای گیج و سردرگم، این کار راهی دارد و از من درخواست نکن. این کار به اراده خدا وابسته است.
بود مجنون را یکی خم پیش در
شاه آن خم را ستاده بر زبر
هوش مصنوعی: مجنون در برابر در شاه، خمیدهای را مشاهده میکند که بالای آن ایستاده است.
گفت دور از پیش خم تا نرم نرم
خم شود از تابش خورشید گرم
هوش مصنوعی: گفت اگر از پیش این وضعیت تنگ و سخت را رها کنی، به آرامی و با تأثیر گرمای خورشید تغییر خواهد کرد و انعطافپذیرتر میشود.
زانکه شب تا روز در خم میشوم
گرم و خوش میخسبم و گم میشوم
هوش مصنوعی: چون شب تا صبح در حال نشئه و لذت هستم، غرق در خواب و خیال میشوم و از همه چیز غافل.
جامهٔ خوابم خمست ای نامور
دور ازان سر تا نگردد سردتر
هوش مصنوعی: لباس خوابم در دستان توست، ای مشهور و معروف، دور از تو سرما به سراغم نمیآید.
نه مرا شد از تو یک حاجت روا
نه ز تو درد مرا آمد دوا
هوش مصنوعی: نه از تو هیچ نیازی برآورده شد، نه درد و رنج من با تو درمان یافت.
چون نکردی داروی این درد تو
جامه خوابم را مگردان سرد تو
هوش مصنوعی: چون نتوانستی این درد را درمان کنی، لطفاً در خوابم را به سردی نچرخان.
آنکه صد تیمار دارش نیست بس
چون تواند داشتن تیمار کس
هوش مصنوعی: کسی که خود از پس اداره و مراقبت از خودش برنمیآید، چگونه میتواند مراقب و حامی دیگری باشد؟