نازنین شوریدهٔ درگاه بود
پیشش آمد زاهدی در راه زود
گفت میگوید خداوندت سلام
نازنین گفتش که تو برگیر گام
از فضولی دست کن کوتاه تو
زانکه هیچ از حق نهٔ آگاه تو
کار حق بر تو کجا مبنی بود
کز وکیلی چون تو مستغنی بود
تو برون شو از میان کان ذات فرد
بی رسولی تو داند گفت و کرد
اطلاعات
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
قالب شعری:مثنوی
منبع اولیه: کتابخانه تصوف
تعداد ابیات: 5
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
نازنین شوریدهٔ درگاه بود
پیشش آمد زاهدی در راه زود
هوش مصنوعی: دختر عزیز و دلبر که همیشه در حال عشق و شوق است، در مسیرش ناگهان با یک عابد (زاهد) روبرو شد.