برگردان به زبان ساده
وقت غز خلقی بجان درمانده
هر کسی دستی ز جان افشانده
هوش مصنوعی: در لحظات غمانگیز زندگی، هرکس به نوعی دست به اقدام میزند تا از درد و رنج خود بکاهد و آرامش را به دست آورد.
رخت میکردند پنهان هرکسی
پیشوایان گم شده در هر پسی
هوش مصنوعی: هر کسی در خفا لباس خود را عوض میکند، گویی پیشوایان در هر جایی ناپدید شدهاند.
رفت آن دیوانه بر بام بلند
ژندهٔ را در سر چوبی فکند
هوش مصنوعی: دیوانه به بالای بام رفت و لباس کهنهای را به سر چوبی انداخت.
چوب گردانید گرد سر بسی
مینیندیشید یک جو از کسی
هوش مصنوعی: یک شخص در حال چرخاندن چوبی بر گرد خود بود و به یاد کسی میافتاد که یک ذره از او به دلش نشسته بود.
گفت ای دیوانگی من بینوا
دارم از بر چنین روزی ترا
هوش مصنوعی: ای دیوانگی من، به من نگاه کن، من برای چنین روزی زجر میکشم.
در چنان روزی که جان را بیم بود
مرد بیدل خسرو اقلیم بود
هوش مصنوعی: در روزی که جان انسان در خطر است، مرد بیپروا و شجاعی همچون خسرو، حاکم سرزمینها و سرنوشتها، حاضر است.
تو نمیدانی که چون آهو ز سگ
راه زن بگریزد از عریان بتک
هوش مصنوعی: تو نمیدانی که چگونه مانند آهو در مقابل سگهای شکارچی فرار میکند و از موانع عبور میکند.
تا ترا نقدیست بند جان تست
ور نداری هیچ جمله آن تست
هوش مصنوعی: هرگاه که تو مال و درآمدی داشته باشی، بند و زنجیر زندگی به تو وابسته است؛ اما اگر چیزی نداشته باشی، همه چیز آزاد و بیقید است.
هرچه داری ترک کن یکبارگی
تا برون آئی ازین بیچارگی
هوش مصنوعی: هر چیزی که داری را به یکباره رها کن تا از این وضعیت سخت و ناگواری که در آن هستی، بیرون بیایی.