برگردان به زبان ساده
شیخ بوبکر نشابوری به راه
با مریدان شد برون از خانقاه
هوش مصنوعی: شیخ بوبکر نشابوری با مریدانش از خانقاه خارج شد و به سفر رفت.
شیخ بر خر بود بیاصحابنا
کرد ناگه خر مگر بادی رها
بی اصحابنا به عربی یعنی با دوستانمان
شیخ را زان باد حالت شد پدید
نعرهای زد، جامه بر هم میدرید
هوش مصنوعی: شیخ تحت تاثیر باد روحانی قرار گرفت و به شدت فریاد زد و لباسش را پاره کرد.
هم مریدان هم کسی کان دید ازو
هیچ کس فی الجمله نپسندید ازو
هوش مصنوعی: هر دو گروه پیروان و کسانی که او را دیدهاند، هیچیک از او خوششان نیامد.
بعد از آن کرد آن یکی از وی سؤال
کاخر اینجا در که کردای شیخ حال
هوش مصنوعی: پس از آن، یکی به او سوالی مطرح کرد: "در نهایت، اینجا که هستی، حال شیخ چگونه است؟"
گفت چندانی که میکردم نگاه
بود از اصحاب من بگرفته راه
هوش مصنوعی: او گفت که به اندازهای که من به او توجه میکردم، از دوستانم دور شده بود.
بود هم از پیش و هم از پس مرید
گفتم الحق کم نیم از بایزید
هوش مصنوعی: من از همیشه و در همه حال پیرو حقیقت بودهام و میگویم که در این مسیر، به اندازه بایزید (یکی از بزرگ ترین عارفان) چیزی از او کم ندارم.
هم چنین که امروز خویش آراسته
با مریدانم ز جان برخاسته
هوش مصنوعی: امروز به همراه مریدانم خود را به خوبی آراستهام و از جان خود برای این جمع خرج کردهام.
بیشکی فردا خوشی در عز و ناز
درروم در دشت محشر سرفراز
هوش مصنوعی: بدون تردید، فردا روز خوشی و افتخار خواهد بود و من در دشت محشر با افتخار و زیبایی خواهیم بود.
گفت چون این فکر کردم، از قضا
کرد خر این جایگه بادی رها
هوش مصنوعی: وقتی به این موضوع فکر کردم، به طور اتفاقی دیدم که الاغ در این مکان باد رها کرده است.
یعنی آن کو میزند این شیوه لاف
خر جوابش میدهد، چند از گزاف
هوش مصنوعی: کسی که ادعای بزرگ و گزاف میکند، در واقع به خودش ضربه میزند و در برابر این ادعاها، پاسخهای روشنی خواهد داشت.
زین سبب چون آتشم در جان فتاد
جای حالم بود و حالم زان فتاد
هوش مصنوعی: به خاطر این موضوع، آتش درونم شعلهور شده و حالا احساساتی که دارم تحت تأثیر این آتش قرار گرفتهاند.
تا تو در عجب و غروری ماندهای
از حقیقت دور دوری ماندهای
هوش مصنوعی: در حالی که تو در تفکرات و خودبینیهای خود غرق شدهای، از واقعیت و حقیقت فاصله زیادی گرفتهای.
عجب بر هم زن، غرورت رابسوز
حاضر از نفسی، حضورت را بسوز
هوش مصنوعی: عجبی است که تو با غرورت در اینجا حاضر شدهای، اما باید از یک نفس، حضور تو را به آتش بکشم.
ای بگشته هر دم از لونی دگر
در بن هر موی فرعونی دگر
هوش مصنوعی: ای کسی که هر لحظه به رنگی جدید درآمدهای، در دل هر موی تو نشانهای از قدرت فرعون وجود دارد.
تا ز تو یک ذره باقی ماندست
صد نشان از تو نفاقی ماندست
هوش مصنوعی: تا زمانی که حتی ذرهای از تو باقی مانده باشد، نشانههایی از تو به وضوح در زندگی دیده میشود.
از منی گر ایمنی باشد ترا
با دو عالم دشمنی باشد ترا
هوش مصنوعی: اگر از وجود من مصون باشی، اینکه با تمام عالم دشمنی کنی، برایت مهم نخواهد بود.
گر تو روزی در فنای تن شوی
گر همه شب در شبی روشن شوی
هوش مصنوعی: اگر تو یک روز به فنا و زوال جسم خود تن در دهی، حتی اگر همه شب در روشنایی باشی، باز هم به این حال ادامه خواهی داد.
من مگو ای از منی در صد بلا
تا به ابلیسی نگردی مبتلا
منیت و غرور را کنار بگذار تا هم کیش و مثل شیطان نشوی و بدان ازین غرور گرفتار صد بلا و مشکل شده ای