برگردان به زبان ساده
غازیی از کافری بس سرفراز
خواست مهلت تا که بگزارد نماز
هوش مصنوعی: یک جنگجو از کافران با افتخار خواست که به او مهلت دهند تا بتواند نماز بخواند.
چون بشد غازی نماز خویش کرد
بازآمد جنگ هر دم بیش کرد
هوش مصنوعی: زمانی که غازی نماز خود را به پایان رساند، بار دیگر به میدان جنگ بازگشت و هر لحظه شدت جنگ بیشتر شد.
بود کافر را نمازی زان خویش
مهل خواست او نیز بیرون شد ز پیش
هوش مصنوعی: کافر نمازی از خود داشت و به همین خاطر، خواست که بیرون برود و از پیش کسی جدا شد.
گوشهای بگزید کافر پاکتر
پس نهاد او سوی بت بر خاک سر
هوش مصنوعی: شخصی از بیدینی خود کنارهگیری میکند و خود را از آلودگیها دور میسازد، سپس به خاک میافتد و به یک بت که سمبل خدایان دروغین است، سر تسلیم فرود میآورد.
غازیش چون دید سر بر خاک راه
گفت نصرت یافتم این جایگاه
هوش مصنوعی: غازیش وقتی سرش را به خاک گذاشت، گفت: من به این مقام دست یافتم.
خواست تا تیغی زند بر وی نهان
هاتفیش آواز داد از آسمان
هوش مصنوعی: میخواست بر او ضربهای بزند، اما ناگهان صدای پیامی از آسمان او را هشدار داد.
کای همه بد عهدی از سر تا بپای
خوش وفا و عهد میآری بجای
هوش مصنوعی: ای کسی که از سر تا پا بدعهدی را به نمایش میگذاری، اما در عوض وفا و پیمان میآوری.
او نزد تیغت چو اول داد مهل
تو اگر تیغش زنی جهل است جهل
هوش مصنوعی: او به تیغ تو مانند کسی است که در ابتدا مهلت میطلبد؛ اگر تو به او آسیب برسانی، نادانی کردهای.
ای و او فو العهد برنا خوانده
گشته کژ، بر عهد خودنا مانده
هوش مصنوعی: ای عشق، یادگار عهد و پیمان ما، روزگار جوانی بر ما گذشته و در این بین، به پیمانهای خود وفادار نماندهایم.
چون نکویی کرد کافر پیش ازین
ناجوامردی مکن تو بیش ازین
هوش مصنوعی: اگر کسی که کافر است، پیش از این نیکی کرده و کارهای خوب انجام داده، تو دیگر نباید بدی و ناپسنددیگری را انجام دهی.
او نکویی کرد و تو بد میکنی
با کسان آن کن که با خود می کنی
هوش مصنوعی: او خوبی کرده و تو نسبت به دیگران بد عمل میکنی. با دیگران همانطور رفتار کن که خودت دوست داری با تو رفتار شود.
بودت از کافر وفا و ایمنی
کو وفاداری ترا، گرمؤمنی
هوش مصنوعی: وجود تو از یک کافر نیز وفادارتر و امنتر است، پس وفاداری تو کجاست ای کسی که به خدا ایمان داری؟
ای مسلمان، نامسلم آمدی
در وفا از کافری کم آمدی
هوش مصنوعی: ای مسلمان، تو که به وفا پایبند نبودهای، حتی یک کافر هم به این اندازه وفادار نبوده است.
رفت غازی زین سخن از جای خویش
در عرق گم دید سر تا پای خویش
هوش مصنوعی: غازی با این سخن از مکان خود دور شد و در عرقی که بر تنش بود، تمام قامت خود را گم کرد.
کافرش چون دید گریان مانده
تیغش اندر دست، حیران مانده
هوش مصنوعی: وقتی کافر آن شخص را دید که با چشمانی اشکآلود و با تیغی در دست ایستاده، به شدت دچار حیرت و شگفتی شد.
گفت گریان از چهای بر گفت راست
کین زمان کردند از من بازخواست
هوش مصنوعی: شخصی را دیدم که در حال گریه بود و از او پرسیدم چرا گریان است. او پاسخ داد که به درستی شکایت کردهاند و در این زمان مجبور به پاسخگویی هستند.
بیوفا گفتند از بهر توم
این چنین گریان من از قهر توم
هوش مصنوعی: بیوفاها میگویند که من به خاطر تو اینقدر غمگین و گریان هستم، اما دلایل این اندوه من از خشم توست.
چون شنید این قصه کافر آشکار
نعرهای زد بعد از آن بگریست زار
هوش مصنوعی: وقتی کافر این داستان را شنید، به شدت فریادی کشید و سپس با اندوه فراوان گریه کرد.
گفت جباری که با محبوب خویش
از برای دشمن معیوب خویش
هوش مصنوعی: شخصی قدرتمند به محبوب خود میگوید که برای دشمن نابهنجار خود، باید تلاشی انجام دهد.
از وفاداری کند چندین عتاب
چون کنم من بیوفایی بیحساب
هوش مصنوعی: چطور میتوانم به وفاداری او پاسخ دهم در حالی که من به او بیوفا شدهام؟
عرضه کن اسلام تا دین آورم
شرک سوزم، شرع آیین آورم
هوش مصنوعی: اسلام را به دیگران معرفی کن تا بتوانم دینی به ارمغان بیاورم که شرک را از بین ببرد و قوانین و اصولی برای زندگی ایجاد کنم.
ای دریغا بر دلم بندی چنین
بیخبر من از خداوندی چنین
هوش مصنوعی: ای کاش بر دل من اینچنین غمی نباشد و من از وجود چنین خدایی بیخبر نباشم.
بس که با مطلوب خود ای بیطلب
بیوفایی کردهای تو بیادب
هوش مصنوعی: تو با آنچه که میخواهی، به قدری بیوفایی و بیاحترامی کردهای که خود را از جوهر ادب منحرف کردهای.
لیک صبرم هست تا طاس فلک
جمله در رویت بگوید یک به یک
هوش مصنوعی: اما من صبر دارم تا آن زمان که ستارههای آسمان یکی یکی نام تو را بگویند.