برگردان به زبان ساده
نایبی را چون اجل آمد فراز
زو یکی پرسید کای در عین راز
هوش مصنوعی: وقتی زمان مرگ فرا رسید و نمایندهای را دیدند، یکی از حاضران از او پرسید: ای نماینده، در این زمان پر رمز و راز چه کار میکنی؟
حال تو چونست وقت پیچ پیچ
گفت حالم میبنتوان گفت هیچ
هوش مصنوعی: حال تو چگونه است؟ وقتی به پیچ و تاب میافتد، نمیتوانم حال خودم را به درستی بیان کنم.
بار پیمودم همه عمرتمام
عاقبت با خاک رفتم والسلام
هوش مصنوعی: تمام عمر را در سفر و تلاش گذراندم، اما در نهایت با خاک و سرنوشت خودم روبهرو شدم و این یعنی پایان کار.
نیست درمان مرگ را جز مرگ بوی
ریختن دارد بزاری برگ و روی
بوی: آرزو
ما همه از بهر مردن زادهایم
جان نخواهد ماند و دل بنهادهایم
هوش مصنوعی: ما همه برای مرگ به این دنیا آمدهایم؛ جان ما همیشگی نیست و دلمان را به چیزهای گذرا سپردهایم.
آنک عالم داشت در زیر نگین
این زمان شد توتیا زیرزمین
توتیا: مواد معدنی
وانک در چرخ فلک خون ریز بود
گشت در خاک لحد ناچیز زود
هوش مصنوعی: اگر در جهان دایرهای پر از بلا و کشتار وجود داشته باشد، در نهایت زندگی به خاک و نابودی ختم میشود و این سریع و ناچیز است.
جملهٔ زیرزمین پرخفتهاند
بلک خفته این هم آشفتهاند
هوش مصنوعی: همهٔ زیرزمین پر از خواب هستند، اما در این خواب هم بینظمی و آشفتگی وجود دارد.
مرگ بنگر تا چه راهی مشکل است
کاندرین ره گورش اول منزل است
هوش مصنوعی: به مرگ نگاه کن و ببین که چقدر مسیرش سخت و دشوار است، چراکه در این راه، گور اولین ایستگاه است.
گر بود از تلخی مرگت خبر
جان شیرینت شود زیر و زبر
هوش مصنوعی: اگر از تلخی مرگت آگاه باشی، زندگی شیرینت به هم میریزد.