برگردان به زبان ساده
چون سلیمان کرد با چندان کمال
پیش موری لنگ از عجز آن سؤال
هوش مصنوعی: سلیمان با تمام شکوه و عظمتش، در برابر موری که از ناتوانی نمیتوانست حرکت کند، این پرسش را مطرح کرد.
گفت برگوی ای ز من آغشتهتر
تا کدامین گل به غم بسرشته تر
هوش مصنوعی: بگو ای کسی که از من بیشتر در غم غرق شدهای، کدام گل است که به این اندازه در غم آغشتهتر از من باشد؟
داد آن ساعت جوابش مور لنگ
گفت خشت واپسین در گور تنگ
هوش مصنوعی: در آن لحظه پاسخ او این بود که مورچگی لنگ، آخرین خشت را در گور باریک گذاشت.
واپسین خشتی که پیوندد به خاک
منقطع گردد همه اومید پاک
هوش مصنوعی: آخرین سنگی که به زمین میچسبد، تمامی امیدهای خالص را قطع میکند.
چون مرا در زیر خاک ای پاک ذات
منقطع گردد امید از کاینات
هوش مصنوعی: زمانی که من در زیر خاک قرار بگیرم، امید من به همه چیز از بین میرود.
پس بپوشد خشت آخر روی من
تو مگردان روی فضل از سوی من
هوش مصنوعی: پس بگذار آخرین لایهٔ خاک بر روی من بیفتد و مرا از سویت دور مکن؛ از نعمت و فضل خود روی برمگردان.
چون به خاک آرم سرگشته روی
هیچ با رویم میار از هیچ سوی
هوش مصنوعی: وقتی به زمین میافتم و سرگشتهام، خواهش میکنم که هیچکس به من نزدیک نشود و از هیچ سمتی به من نگاه نکند.
روی آن دارد کزان چندان گناه
هیچ با رویم نیاری ای اله
هوش مصنوعی: بر روی من گناهانی از بسیاری وجود دارد، اما ای خدا، هیچ کس به من کمک نمیکند.
تو کریم مطلقی ای کردگار
عفو کن از هرچ رفت و در گذار
هوش مصنوعی: تو ای خداوند بخشنده و بزرگوار، لطف کن و از هر آنچه که گذشته است، چشم پوشی کن.