برگردان به زبان ساده
جملهٔ پرندگان روزگار
قصهٔ پروانه کردند آشکار
هوش مصنوعی: پرندگان زمان، داستان پروانه را برملا کردند.
جمله با پروانه گفتند ای ضعیف
تا به کی در بازی این جان شریف
هوش مصنوعی: پروانه به تمامی موجودات گفت: ای ضعیفان، تا کی قرار است در این بازی بیپایان جان گرامی خودتان را از دست بدهید؟
چون نخواهد بود از شمعت وصال
جان مده بر جهل، تا کی زین محال
هوش مصنوعی: اگر به وصال تو دست نیابم، دیگر چرا خود را در جهل و نادانی نگه دارم؟ تا چه زمانی باید به امیدی که محال است، زندگی کنم؟
زین سخن پروانه شد مست و خراب
داد حالی آن سلیمان را جواب
هوش مصنوعی: از این گفته، پروانه شاد و دیوانه شد و حال خود را به سلیمان بازگو کرد.
گفت اینم بس که من بیدل مدام
گر درو نرسم درو برسم تمام
هوش مصنوعی: میگوید همین که من بیدل و خسته هستم، کافیست. حتی اگر به معشوق نرسم، دلم همیشه با اوست و در این وضعیت، همه چیز برای من تمام است.
چون همه در عشق او مرد آمدند
پای تا سر غرقهٔ درد آمدند
هوش مصنوعی: وقتی همه به عشق او دل بستند، به طور کامل در درد و اندوه غوطهور شدند.
گرچه استغنی برون ز اندازه بود
لطف او را نیز رویی تازه بود
هوش مصنوعی: با وجود اینکه نعمتهای او بسیار فراوان و بیپایان است، اما لطف و محبت او همیشه تازه و نو است.
حاجب لطف آمد و در برگشاد
هر نفس صد پردهٔ دیگر گشاد
هوش مصنوعی: مراتب رحمت و لطف الهی یکی پس از دیگری آشکار میشود و با هر لحظه، پردههای جدیدی از آن برداشته میشود.
شد جهان بی او حجابی آشکار
پس ز نور النور در پیوست کار
هوش مصنوعی: جهان بدون او مانند پردهای است که کنار رفته و کاملاً روشن شده است؛ از نور خاصی که به همه چیز تعلق دارد، امور به هم پیوسته است.
جمله را در مسند قربت نشاند
بر سریر عزت و هیبت نشاند
هوش مصنوعی: همه چیز را در جایگاه نزدیکی قرار داد و بر تخت افتخار و عظمت نشاند.
رقعهٔ بنهاد پیش آن همه
گفت بر خوانید تا پایان همه
هوش مصنوعی: این متن میگوید که نامه یا نوشتهای ارائه شده و از همه خواسته شده تا این نوشته را با دقت بخوانند و تا پایان آن را دنبال کنند.
رقعهٔ آن قوم از راه مثال
میشود معلوم این شوریده حال
هوش مصنوعی: به وسیلهٔ نمونهای که از آن قوم ارائه میشود، حال و وضعیت این فرد شیدا به وضوح مشخص میگردد.