برگردان به زبان ساده
گفت مجنون گر همه روی زمین
هر زمان بر من کنندی آفرین
هوش مصنوعی: مجنون گفت: اگر تمام مردم جهان هر لحظه برای من تمجید و ستایش کنند، باز هم برای من کافی نیست.
من نخواهم آفرین هیچ کس
مدح من دشنام لیلی باد و بس
هوش مصنوعی: من نه به ستایش کسی احتیاجی دارم و نه به بدگویی از لیلی، فقط همین برای من کافیست.
خوشتراز صد مدح یک دشنام او
بهتر از ملک دو عالم نام او
هوش مصنوعی: دوست داشتن و ستایش کسی به مراتب ارزشمندتر از این است که به جای او از دنیا و ثروتهایش حرف زده شود. در واقع، حتی اگر یک نفر از او بد بگوید، برای من این دشنام به اندازهی صد ستایش دیگر اهمیت دارد، چرا که نام و شخصیت او برای من بسیار گرانقدرتر از همهی چیزهای دنیا است.
مذهب خود با توگفتم ای عزیز
گر بود خواری چه خواهد بود نیز
هوش مصنوعی: من با تو در مورد باور خود صحبت کردم، ای عزیز، اگر خواری وجود داشته باشد، چه چیزی باقی خواهد ماند؟
گفت برق عزت آید آشکار
پس برآرد از همه جانها دمار
هوش مصنوعی: برق عزت به وضوح ظاهر میشود و باعث میشود که از دل همه افراد، جانها به در آید یا به تعبیر دیگر، موجب وحشت و نابودی آنها میشود.
چون بسوزد جان به صد زاری چه سود
آنگهی از عزت و خواری چه سود
هوش مصنوعی: وقتی جان انسان با درد و اندوه بسوزد، دیگر چه فایدهای دارد اگر در زندگی به عزت و احترام برسد یا در ذلت و خواری به سر ببرد؟
بازگفتند آن گروه سوخته
جان ما و آتش افروخته
هوش مصنوعی: آن گروهی که از شدت غم و اندوه دچار سوختگی روحی شدهاند، دوباره داستان ما را روایت کردند و آتش دلی که در دل دارند را شعلهور کردند.
کی شود پروانه از آتش نفور
زانک او را هست در آتش حضور
هوش مصنوعی: چه زمانی پروانه از آتش میگریزد؟ او که همیشه در آتش حضور دارد.
گرچه ما را دست ندهد وصل یار
سوختن ما را دهد دست، اینت کار
هوش مصنوعی: اگر چه شاید به ما اجازه ندهند که به وصال محبوب برسیم، اما همین که ما در آتش عشق میسوزیم، خود نشاندهندهی کار عشق و محبت است.
گر رسیدن سوی آن دلخواه نیست
پاک پرسیدن جز اینجا راه نیست
هوش مصنوعی: اگر به آن هدف مطلوب نرسیم، تنها راه برای فهمیدن حقیقت، پرسش و کاوش در همین جاست.