برگردان به زبان ساده
بود دربغداد شیخی نیک رای
خلعت عرفان گرفته از خدای
هوش مصنوعی: در بغداد، شیخی با اندیشهای نیک وجود داشت که بخششی از عرفان را از خداوند دریافت کرده بود.
بود زاهد درورع پیچیده بود
نقطهٔ دیدار معنی دیده بود
هوش مصنوعی: زاهد در ظاهر خیلی موقر و متین بود، اما در باطن و درک عمیق معنای زندگی، به نقطهچشمی رسیده بود که حقیقت را به خوبی میدید.
در علوم فقه و اندر علم حال
بود سرور بر همه اهل کمال
هوش مصنوعی: در دانش فقه و در علم حال، او بر همه افراد دارای کمال برتری دارد و مافوق آنهاست.
گرچه دایم داشت درخلوت نشست
ناگه او را میل سیری داد دست
هوش مصنوعی: با وجود اینکه او همیشه در تنهایی و خلوت خود نشسته بود، ناگهان تصمیم گرفت که بیرون برود و به جستجوی چیز جدیدی بپردازد.
اوبگرد شهر اندر سیر بود
بر در یک خانهٔ بنشست زود
هوش مصنوعی: مردی گردشگر در شهر بود و در حین گشت و گذار، به سرعت در جلوی یک خانه نشسته بود.
خواست شیخ از مردم آن خانه آب
پیشش آمد دختری چون آفتاب
هوش مصنوعی: شیخ از مردم آن خانه خواسته بود که آب برایش بیاورند و در این میان دختری که زیباییاش مانند آفتاب است، پیش او آمد.
همچو حوران بهشتی تازه روی
جام آبی داشت در کف مشکبوی
هوش مصنوعی: زنی مانند حوران بهشتی و زیبا، در دستش جام آبی داشت که بوی مشک پخش میکرد.
آب را بستاند و بروی چشم دوخت
آب آتش گشت و او را زود سوخت
هوش مصنوعی: آب را از او میگیرد و به او نگاه میکند. آب به آتش تبدیل میشود و او را سریعاً میسوزاند.
رفت از دست و به عشقش عقل داد
ای مسلمانان ز روی خوب داد
هوش مصنوعی: او از دست رفت و برای عشقش عقل و فهمش را فدای زیباییاش کرد. ای مسلمانان، به خاطر چهره زیبا، عقلش را از دست داد.
گشت پیدا ناگه آنجا باب او
شیخ را چون دید گفتش کی نکو
هوش مصنوعی: ناگهان در آنجا شیخ را دید و به او گفت: «کی نکو» یعنی چه کسی نکو است؟
لطف کن در کلبهٔ روشن درآ
تا بگیرد کلبهٔ مسکین ضیا
هوش مصنوعی: لطفاً به کلبهٔ ساده و نورانی من بیا تا روشنیات باعث نورانیتر شدن این کلبهٔ فقیر شود.
شیخ با خواجه درون خانه شد
رفتنش مقصود آن جانانه شد
هوش مصنوعی: شیخ درون خانه با خواجه نشسته است و رفتن او به جایی به خاطر آن محبوب و دوستداشتنی است.
شیخ از فرزند چون پرسید ازو
خواجه گفت ای نیکخوی نیک جو
هوش مصنوعی: وقتی شیخ از پسرش پرسید، آن جوان به او گفت: ای نیکوکار، تو فرد نیکو و جستجوگری هستی.
دختری دارم که آورد آب را
او وداعی کرده شبها خواب را
هوش مصنوعی: دختری دارم که آب را به وداع میگیرد و شبها خواب را ترک کرده است.
ذوق ارباب صفا دارد بسی
در عبادت نیست مثل او کسی
هوش مصنوعی: ذوق و شوق کسانی که به خداوند عشق میورزند و در عبادت از خود احساس شادی و سرور میکنند، بسیار زیاد است و در این میان، هیچکس نیست که به اندازه آنها در عبادت لذت ببرد.
گفت شیخ ای خواجهٔ نیکو سرشت
گر تو داری ذوق رضوان بهشت
هوش مصنوعی: ای شیخ، ای آقای با کمال و نیکو سرشت، اگر تو شوق و ذوق بهشت را در دل داری،
دخترت را در نکاح من کنی
خانهٔ خود را بدین روشن کنی
هوش مصنوعی: اگر دخترت را به عقد من درآوری، خانهات را با حضور من روشن خواهی کرد.
گفت شیخا او ترا خود بنده است
اوبنور معنی تو زنده است
هوش مصنوعی: شیخ گفت: او خود بنده توست و نور وجود تو موجب حیات اوست.
پس نکاحش کرد و تسلیمش نمود
زانکه آن دختر دل ازوی برده بود
هوش مصنوعی: پس او را به عقد خود درآورد و تسلیمش کرد، چون آن دختر دلش را به او سپرده بود.
بود آن خواجه بسی منعم بدهر
مال و نام او گرفته شهر شهر
هوش مصنوعی: آن بزرگ مرد در زندگی خود بسیار نعمت و ثروت داشت و مشهور بود و نامش در هر ناحیهای بر سر زبانها بود.
خانهها از بهر شیخ آباد کرد
شیخ را از جاه و دنیا شاد کرد
هوش مصنوعی: شیخ خانهها را برای خود آباد کرد و با ثروت و مقام، خودش را خوشحال ساخت.
گفت من دارم توّقع از کرم
زود اندازی ز دوشت خرقه هم
هوش مصنوعی: گفت من از نیکوکاریت انتظار دارم که به زودی بار زندگی را از دوش من برداری و به من کمک کنی.
پس بپوشی خلعتی خوش با صفا
دوراندازی ز بر این ژنده را
هوش مصنوعی: پس باید لباستی زیبا و دلکش بپوشی و از این لباس کهنه و نامناسب دوری کنی.
چون شنید این شیخ گفتش مرحبا
رفت درحمّام و پوشید او قبا
هوش مصنوعی: وقتی این شیخ این حرف را شنید، با خوشحالی به حمام رفت و لباس مناسبی بر تن کرد.
چونکه شب آمد درون خانه شد
بر سر مشغولی شیخانه شد
هوش مصنوعی: وقتی شب فرا رسید، درون خانه مشغول کار شد و سرگرمی برایش به وجود آمد.
گفت سویم آورید آن خرقه را
زآنکه بی آن نیست ذکر از من روا
هوش مصنوعی: میگوید که خرقه (لباس مخصوص صوفیها) را به من بیاورید، زیرا بدون آن نمیتوانم نام و یادم را به درستی آورده و ذکر کنم.
ناگه آوازی شنید او از آلاه
کی بیک دیدن برون رفته ز راه
هوش مصنوعی: ناگهان صدایی را شنید که از درختان میآید، مثل اینکه کسی به دیدن او آمده و از راه خارج شده است.
چون نظر کردی بسوی غیر ما
خرقهٔ ظاهر کشیدم بر ملا
هوش مصنوعی: وقتی به غیر ما نگاه کردی، من ظاهرم را از خودم پنهان کردم.
گر بیندازی نظر دیگر نهفت
خلعت باطن ز تو خواهم گرفت
هوش مصنوعی: اگر نگاهی دیگر به تو بیفکنم، پوشش باطنیات را از تو خواهم گرفت.
چون نظر افتاد سوی دیگرت
خرقهات بیرون فکندم از برت
هوش مصنوعی: زمانی که نگاه من به تو افتاد، لباس عزلت و تنهاییام را از خود دور کردم.
گر کنی تو یک نظر دیگر به غیر
میفرستم زودت از مسجد به دیر
هوش مصنوعی: اگر تو فقط یک بار به کسی دیگر نگاه کنی، خیلی زود من از مسجد به دیر میروم.
از مقام آشنائی رانمت
پس بدار بینوائی خوانمت
هوش مصنوعی: من تو را از مقام آشنایی دور میکنم، اما به یاد داشته باش که من تو را به خاطر نیازمندیات میخوانم.
گر نظر اندازی یکبار دگر
من روان اندازمت اندر سقر
هوش مصنوعی: اگر یک بار دیگر به من نگاه کنی، من را به دوزخ میفرستی.
هرکه او در غیر حق دارد نظر
او به باغ خلد کی یابد مقر
هوش مصنوعی: هر کسی که توجهاش به غیر از حقیقت باشد، هرگز نمیتواند به نعمتهای بهشت دست یابد.
پس طلاقش داد و آمد در خروش
گشت او بار دگر پشمینه پوش
هوش مصنوعی: او بعد از اینکه طلاقش را داد، احساس خشم و هیجان کرد و دوباره به لباس پشمی خود برگشت.
گر همی خواهی که ایمان باشدت
بهرهای از نور عرفان باشدت
هوش مصنوعی: اگر میخواهی که ایمانات قوی باشد و به درک عمیقتری از حقایق دست یابی، باید از نور معرفت و شناخت بهرهمند شوی.
تو نظر بر پشت پای خویش دار
پس بذکر و فکر او دل برگمار
هوش مصنوعی: به جایی که ایستادهای نگاه کن و به یاد و فکر او مشغول باش.
تو بعزَّت نه قدم در کوی دوست
تاکه ره یابی تو در پهلوی دوست
هوش مصنوعی: تو با عزت و مقام خود هرگز به کوی دوست پا نگذار، زیرا که در کنار دوست، راهیابی و هدایت نخواهی داشت.
تو نظر در روی درویشان فکن
تا که مقبول نظر گردی چو من
هوش مصنوعی: به چهره و حالت درویشان توجه کن تا تو نیز مانند من مورد محبت و توجه دیگران قرار بگیری.
تو نظر داری خود از درّ یتیم
لیک اندازی نظر را تو ز بیم
هوش مصنوعی: تو از زیباییهای درون خود آگاه هستی، اما به خاطر ترسهایت، نمیگذاری دیگران به آن زیباییها پی ببرند.
بیم را بگذار و دل برکن زشرّ
تا شوی در ملک جان صاحب نظر
هوش مصنوعی: نگرانی را رها کن و از بدیها دوری کن تا در دنیای جانِ صاحبنظر، جایگاهی پیدا کنی.
عاشقان را خوف نبود در جهان
چشم باطن برگشا این را بدان
هوش مصنوعی: عاشقان هیچ ترسی از دنیا ندارند، زیرا آنها توانایی دیدن حقیقت را با قلبشان دارند. این نکته را در نظر داشته باش.
پاکبازان را نباشد بیم جان
مست جانان را نباشد بیم جان
هوش مصنوعی: پاکبازان از درد و خطرات جان نمیترسند و دوستداران حقیقی نیز برای جان خود نگرانی ندارند.
من نظر بازم بسوی یار خویش
زآنکه این بینش ازو دیدم زپیش
هوش مصنوعی: من دوباره به معشوق خود نگاه میکنم، زیرا این دید و بینشی که دارم، از او الهام گرفته شده است.
هرنظر را بینش دیگر بود
هر دلی را دانش دیگر بود
هوش مصنوعی: هر فردی دیدگاه و نگرش خاص خود را دارد و هر کسی دانش و تجربه متفاوتی را در دل خود جای داده است.
هرکسی را در نظر نوری دهند
گر بهشتی شد باو حوری دهند
هوش مصنوعی: هر کسی را با یک نور خاصی میشناسند و اگر کسی به مقام بالایی برسد، به او نعمتهای ویژهای میدهند.
هرکه حق جوید بیابد دوست را
غیر این معنی نباشد پیش ما
هوش مصنوعی: هر کسی که دنبال حقیقت و حقایق باشد، در نهایت دوست را خواهد یافت و غیر از این، معنای دیگری برای ما وجود ندارد.
رو تو بین حق را بچشم سرعیان
تا شود روشن بتو سرّ نهان
هوش مصنوعی: به چشمان خود به حق نگاه کن تا راز پنهان برایت روشن شود.
رو تو حق بین باش و با حق گوی راز
همچو شمعی باش پیشش درگداز
هوش مصنوعی: نسبت به حق و حقیقت بیطرف باش و در گفتگو با آن، بهگونهای رفتار کن که مانند شمعی باشی که در برابر نور، ذوب میشود و درخشش پیدا میکند.
دیدهٔ خود را تو در معنی گشا
تا شوی در معنی ما آشنا
هوش مصنوعی: چشمانت را به درک و معنی باز کن تا بتوانی با مفهوم ما آشنا شوی.
رو نظر را بر رخ دانا فکن
و از زبان او شنو نطق سخن
هوش مصنوعی: نگاه خود را به چهرهی آگاه بچرخان و از کلام او، سخن را بشنو.
رو نظر را در حقیقت تو بباز
تا شود باب ولایت بر تو باز
هوش مصنوعی: برای دستیابی به حقیقت و درک عمیقتر، باید دیدگاه و تصورات خود را کنار بگذاری تا دروازههای آگاهی و معرفت به رویت گشوده شود.
رو نظر بند از تمام خلق عام
تا نیفتی همچو نادانان بدام
هوش مصنوعی: به دیگران توجه نکن و خود را درگیر نکن، تا اینکه در دام نادانی گرفتار نشوی.
دام نادانان تصرّف در جهان
این به پیش جمله دانایان عیان
هوش مصنوعی: دام نادانها در جهان، به معنای محدودیتها و مشکلاتی است که آنها ایجاد میکنند. اما آنچه برای دانایان و خردمندان آشکار و مشخص است، به وضوح در این موضوع مشخص میشود.
رو گذر کن تو ازین دام بلا
تا شوی پاک و لطیف و با صفا
هوش مصنوعی: از این مشکلات و گرفتاریها عبور کن تا به آرامش و صفای درونی دست یابی و دلپاک شوی.
هرکه ازدام بلا پرهیز کرد
او قلم را بهر مظهر تیز کرد
هوش مصنوعی: هر کسی که از مشکلات و خطرات دوری کند، قدرت و توانایی خود را در بیان و نمایش استعدادهایش افزایش میدهد.
او نوشت این مظهرم را بهر خود
تا بگیرد در ولایت شهر خود
هوش مصنوعی: او این نماد و نشانه من را برای خود نوشت تا در سرزمین خود به قدرت و نفوذ برسد.
شهر ما را نام باشد علم دوست
علم یار ما چو روی او نکوست
هوش مصنوعی: شهر ما به علم و دانش شهرت دارد و دوستان علم نیز به خوبی و زیبایی آن شهر مرتبط هستند.
جوهر انسان رخ نیکو بود
هرکه نیکو روست انسان او بود
هوش مصنوعی: این بیت بیان میکند که زیبایی واقعی انسان در چهره نیکو و ظاهر دلنشین او نیست، بلکه در خوبی و نیکی درونی او است. به عبارتی، هر کس که چهرهاش زیبا باشد، در واقع به خاطر نیکویی و صفات اخلاقیاش انسان واقعی به شمار میآید.
روی نیکو باطن روشن بود
خود بهشت دانشش گلشن بود
هوش مصنوعی: ظاهر زیبا و باطن پاک، مانند بهشتی است که دانشش مانند بستانی سرسبز و گلدار میباشد.
اصل معنی دوری خلقان بود
هرکه جست از مردمان انسان بود
هوش مصنوعی: اصل این است که انسانیت در دوریگزینی از مردم نهفته است؛ هر کس از جمعیت دور شده و به جستجوی حقیقت و معنا پرداخته باشد، به واقع انسانتری است.
دوری خلقان ترا واصل کند
نور عرفان در دلت حاصل کند
هوش مصنوعی: دوری از مردم باعث میشود که به نور شناخت و آگاهی حقیقی دست یابی.
دور از خلقان ببینی دوست را
همچو حبّه دور گردان پوست را
هوش مصنوعی: اگر انسان دور از دیگران باشد، میتواند دوست را به خوبی ببیند؛ مانند دانهای که از پوستش جدا شده و به دور میچرخد.
تو به دانایان قرین شو همچو من
زآنکه بر دانا شود روشن سخن
هوش مصنوعی: به افراد با دانش و خرد بپیوند و ارتباط برقرار کن، زیرا گفتار درخشان و روشنی از آن دانایان ناشی میشود.
پیش دانا علم باشد صد هزار
پیش نادان جهل باشد بیشمار
هوش مصنوعی: دانای واقعی دارای دانشی بسیار فراوان است، در حالی که نادانها از جهل و نادانی به تعداد زیادی رنج میبرند.
پیش دانا علم معنی خواندهام
بر دو عالم اسب دولت راندهام
هوش مصنوعی: من از دانای واقعی، علم و دانش را آموختهام و در دو جهان، بر اسب موفقیت سوار شدهام.
من ز دانایان معنی بهرهمند
من به فتراک معانی در کمند
هوش مصنوعی: من از دانشمندان و خردمندان بهرهمند هستم، و معانی و مفاهیم را با دقت و تحلیل در دست دارم.
من ز دانا نور معنی دیدهام
گل ز بستان معانی چیدهام
هوش مصنوعی: من از دانشمندان فهم و معرفت، روشنی را دیدهام و از باغ معانی، زیباییها و نکات ارزشمند را انتخاب کردهام.
پیش دانایم کتاب دید او
پیش دانایم همه توحید او
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که فردی به دانایی و دانش شخصی اشاره میکند و میگوید که درک و شناخت او از مفاهیم عمیق وجود دارد، به طوری که همه چیز را در قالب توحید میبیند. او به این باور است که دانش و فهم او تمامیت و یگانگی خدا را درک میکند.
پیش دانا علم پنهان خواندهام
علم صورت پیش نادان ماندهام
هوش مصنوعی: من علم و دانش پنهانی را که فقط افراد دانا میشناسند، درک کردهام؛ اما با وجود این، هنوز در برابر نادانیهایی که دارم، به شکل ظاهری علم و دانش محدود ماندهام.
پیش دانا نیک باشد قهر او
پیش دانا شهد باشد زهر او
هوش مصنوعی: مقابله با افراد دانا و آگاه، اگرچه در ظاهر سخت و خشن به نظر برسد، در حقیقت برای آنها مفید است. از طرفی، رفتار نیکو و مهربانانه این افراد، ممکن است مانند شهدی شیرین باشد، اما در برخی موارد نیز میتواند به مراتب مضرتر و خطرناکتر از زهر باشد.
پیش دانا در نظر باشد هم او
پیش نادان مختصر باشد هم او
هوش مصنوعی: دانای واقعی همه چیز را به روشنی و به طور کامل درک میکند، اما نادان فقط چیزهای ساده و مختصری از آن را میفهمد.
پیش دانا خود نظر بر او کنم
پیش نادان خود حذر از او کنم
هوش مصنوعی: من در برابر افراد دانا با احترام و توجه به آنها برخورد میکنم، ولی با افرادی که دانش کمتری دارند، احتیاط میکنم و مراقب رفتارم هستم.
پیش دانا معنی قرآن عیان
پیش نادان معنی قرآن نهان
هوش مصنوعی: معنی قرآن برای افراد با دانش و آگاهی روشن و واضح است، اما برای کسانی که دانش کمتری دارند، معنای آن پنهان و نامشخص باقی میماند.
پیش دانا صورت دلدار ماست
پیش نادان خود همه انکار ماست
هوش مصنوعی: برای دانشمند و آگاه، چهره محبوب ما نمایان است، اما برای ناآگاهان، ما همه چیز را انکار میکنیم.
پیش دانا عزّت و شاهی بود
پیش نادان جمله گمراهی بود
هوش مصنوعی: فرد آگاه و دانا دارای مقام و احترام است، در حالی که فرد نادان و بیخبر به بیراهه میرود و سرگردان میشود.
پیش دانا علم فقر است و فنا
پیش نادان جمله مکر است و دغا
هوش مصنوعی: دانای واقعی فقر و فنا را میشناسد، اما نادان فقط به فریب و نیرنگ دلخوش است.
پیش دانا گر روی انسان شوی
پیش نادان مردهٔ بیجان شوی
هوش مصنوعی: اگر به انسان دانا و با دانش نزدیک شوی، رشد و یادگیری خواهی داشت، اما اگر با نادانان همراه شوی، مثل یک انسان مرده و بیجان خواهی بود.
پیش دانا عشق رهبر آمده
پیش نادان عقل پی برآمده
هوش مصنوعی: عشق، که یک نیروی بلندمرتبه و آگاهانه است، به سوی کسانی که درک کمتری دارند، آمده تا آنها را هدایت کند، و در عوض، عقل که به نظر میرسد از دانش درست و منطقی ساخته شده، در تلاش است تا خود را برتر کند.
پیش دانا صورت دنیا هبا
پیش نادان حیفهٔ دنیا عطا
هوش مصنوعی: در نگاه دانایان، دنیا چیزی بیارزش و بیهوده است، اما برای نادانان، دنیا به عنوان نعمت و پاداش در نظر گرفته میشود.
پیش دانا قوت روح از ذکر حی
پیش نادان نام آن کاووس کی
هوش مصنوعی: پیش دانا، نیروی روح و روانش از یاد خدا و ذکر او تأمین میشود، اما نادان به نام کسانی چون کاووس، پادشاهان و شخصیتهای بزرگ، دلخوش است.
پیش دانا خود شراب از عشق نوش
پیش نادان روی خود در فسق پوش
هوش مصنوعی: پیش فرد عالم، عشق مانند شرابی خوشمزه است که نوشیده میشود، در حالی که فرد نادان به خاطر نادانیاش، خود را در کارهای ناپسند پنهان میکند.
پیش دانا جمله مشکل حل شود
پیش نادان کار تو مهمل شود
هوش مصنوعی: اگر با فرد با دانشی مشورت کنی، تمام مشکلاتت حل میشود، اما اگر به فرد نادانی مراجعه کنی، کارهایت بیفایده و بینتیجه خواهد بود.
پیش دانا سر بنه تا سر شوی
پیش نادان چند بر منبر شوی
هوش مصنوعی: اگر با افراد دانا و عالم ارتباط برقرار کنی و از آنها یاد بگیری، به مرتبه بالاتری خواهی رسید. اما اگر مدام فقط در جمع نادانها باشی و خود را نمایش دهی، به جایی نخواهی رسید.
پیش دانا علم بهتر آمده
پیش نادان جهل سرور آمده
هوش مصنوعی: کسی که دانا و با علم است، درک و فهم بهتری از مسائل دارد، اما برای کسی که نادان است، جهل و نادانی به نوعی تسلط و برتری به نظر میرسد.
پیش دانا صورت زیبا نکوست
پیش نادان جیفهٔ دنیا نکوست
هوش مصنوعی: برای فرد دانا، زیبایی و خوشکلاسی مهم است، اما برای کسی که نادان است، ارزشها و زیباییهای ظاهری به هیچ وجه اهمیت ندارد و به چیزهای بیارزش دنیا توجه میکند.
پیش دانا جمله مشکل حل شود
پیش نادان کار تو مهمل شود
هوش مصنوعی: اگر کسی دانا باشد، همه مسائل به راحتی برای او حل میشود، اما اگر فرد نادانی باشد، کارهای تو بیثمر و بیفایده خواهد بود.
پیش دانا علم سبحانی بود
پیش نادان ظلم سلطانی بود
هوش مصنوعی: در حضور فرد دانا، علم و دانش به جایگاه والایی میرسد، اما در کنار فرد نادان، به جای علم، ظلم و ستم حاکم میشود.
پیش دانا عدل و انصاف کرم
پیش نادان بخل باشد محترم
هوش مصنوعی: خداوند عالم و حکیم، کسانی را که علم و دانش دارند با عدل و انصاف مورد خطاب قرار میدهد. اما در مقابل، افرادی که دانش کمتری دارند یا نادان هستند، حتی اگر بخیل باشند، در نظر دیگران محترم و با ارزش تلقی میشوند.
پیش دانا دین حق باشد تمام
پیش نادان خود نباشد جز ظلام
هوش مصنوعی: به کسانی که دانش و آگاهی دارند، حقیقت دین به وضوح روشن است، اما برای افرادی که نادان هستند، جز ناامیدی و سردرگمی چیزی وجود ندارد.
پیش دانا خوان تو مظهر را بدهر
پیش نادان رو تو بردارش بقهر
هوش مصنوعی: با فرد دانا و آگاه، ارتباط برقرار کن و از او یاد بگیر، اما با نادانان درگیر نشو و از آنها فاصله بگیر.
پیش دانا جوهر ذات آمده
پیش نادان شعر و ابیات آمده
هوش مصنوعی: دانای واقعی به حقیقت و ماهیت خود رسیده، اما نادان تنها به الفاظ و شعرها توجه دارد.
هرکه مظهر را بخواند در بلا
آن بلا گردد به پیش او هبا
هوش مصنوعی: هر کسی که به مظهر (نماینده یا نشانهای از حقیقت) توجه کند و او را بخواند، در هنگام مشکلات و بلاها، آن مشکلات به سادگی و بدون پیش آمدن برای او حل میشود.
هرکه دارد مظهرم همراه خود
اوشود منعم زجود شاه خود
هوش مصنوعی: هرکس که تجلی و نمای من را در کنار خود داشته باشد، به او مستمندی و بخشش شاه خود را هدیه میدهم.
هرکه خواهد پیر و شیخ راهبر
جوهر و مظهر بجوید در بدر
هوش مصنوعی: هر کسی که میخواهد به یک راهنما و استاد در مسیر حقیقی و معنوی دست پیدا کند، باید به دنبال جوهر و عمیقترین نمودهای آن باشد.
چون بیابد باب جنّت یافته
معنی قرآن بعصمت یافته
هوش مصنوعی: وقتی انسان به درک حقیقی و عمیق از قرآن برسد، انگار که دروازههای بهشت را یافته و به معصومیت خود نزدیک شده است.
معنی قرآن احادیث نبی
جملگی ثبت است دروی بس جلی
هوش مصنوعی: معانی قرآن و احادیث پیامبر به وضوح نگارش شده و به آسانی قابل دستیابی است.
پیش دانا مرتضی باشد امام
پیش نادانان چگویم والسّلام
هوش مصنوعی: باید به کسی که دانا و با تجربه است، مانند امام علی(ع) احترام بگذاریم و او را الگو قرار بدهیم. اما وقتی در جمع افرادی هستیم که از دانش کمتری برخوردارند، چه باید بگوییم؟ فقط سکوت میکنم و حرفی نمیزنم.
پیش دانا او امام راستی
پیش نادان دون نوخواستی
هوش مصنوعی: کسی که دانا و حکیم است، در مسیر راست و صحیح قرار دارد، اما فردی بیخبر و ناتوان، خواهان چیزی است که درخور او نیست.
پیش دانا مرتضا ایمان بود
پیش نادان غیر او آنسان بود
هوش مصنوعی: ایمان و یقین در دل دانایان مانند مرتضی است، اما کسانی که دانایی ندارند، باور و اعتقادشان به گونهای دیگر است.
پیش دانا صورت و معنی ازوست
پیش نادان حیرت این گفتگوست
هوش مصنوعی: افراد دانا به خوبی هم ظاهر و هم باطن موضوعات را درک میکنند، اما افراد نادان در مورد این مسائل دچار سردرگمی و ابهام هستند.
پیش دانا خرقه مستی بود
پیش نادان دیدن هستی بود
هوش مصنوعی: در نظر افراد آگاه، نشانهٔ چیزی فراتر از دنیا و مادیات وجود دارد، در حالی که افراد نادان تنها به ظواهر و تجربیات سطحی اکتفا میکنند.
راهبر در راه احمد مرتضی است
غیر او رهبر نمیدانم کجاست
هوش مصنوعی: راهنمای من در مسیر زندگی، علی(ع) است و به جز او هیچ رهبر دیگری را نمیشناسم.
گر توداری غیر این ره بیرهی
همچو حیوان اوفتاده در چهی
هوش مصنوعی: اگر تو به غیر از این راه پیش بروی، مانند حیوانی در چاه افتاده خواهی شد.
جمله یاران دیدهاند این راه را
خواندهاند ایشان کلام الله را
هوش مصنوعی: تمام یاران این مسیر را دیدهاند و آیات الهی را خواندهاند.
تا کلام الله را دانستهایم
معنی آن را بجان پیوستهایم
هوش مصنوعی: ما وقتی که معنای کلام خدا را فهمیدیم، به آن به هر دو بدن و روح پیوستیم.
گر تو غیر از وی بگیری رهبری
در جهان باشی تو کمتر از خری
هوش مصنوعی: اگر تو غیر از او رهبری را در دست بگیری، در جهان هرچقدر هم مقام بالایی داشته باشی، ارزشت نسبت به او کمتر از یک الاغ خواهد بود.
گر همی خواهی که معنی دان شوی
در معانی جامع قرآن شوی
هوش مصنوعی: اگر میخواهی به درک عمیقتری از معانی دست پیدا کنی، باید به فهم جامع قرآن بپردازی.
رو براه حیدر کرّار تو
تا شوی از عمر برخوردار تو
هوش مصنوعی: به سمت حیدر کرّار برو تا از عمر طولانی و بهرهمندی از آن بهرهمند شوی.
رو براه مرتضی کو رهنماست
در معانی مظهر نور خداست
هوش مصنوعی: در مسیر راهی که راهنمای آن مرتضی است، در معنای آن، تجلی نور خداوند مشاهده میشود.
او بحکم حق ترا باشد ولی
گر ندانستی تو بیشک جاهلی
هوش مصنوعی: اگر او به حق وظیفهاش را انجام میدهد، ولی اگر تو این را درک نکرده باشی، بدون شک نادانی.
او تمام اولیا را سر بود
او بشهر علم احمد در بود
هوش مصنوعی: او برترین و پیشوای تمام اولیا و بزرگان است و در شهر علم و دانش، همچون احمد (پیامبر) حضور دارد.
خود از او اسرار گشته آشکار
خود از او عطّار گشته راز دار
هوش مصنوعی: من از او به دانش و اسرار دست یافتهام و اوست که به من قدرت حفظ رازها را بخشیده است.
خود ازو عطّار این اسرار یافت
خود ازو عطّار این گفتار یافت
هوش مصنوعی: عطار به واسطه او به این رازها و داناییها دست پیدا کرد و از او الهام گرفت تا این سخنان را بیان کند.
خود ازو عطّار گشته سربلند
خود ازو عطّار صید این کمند
هوش مصنوعی: خودت را از او به موفقیت رساندی و در واقع، تو خودت به واسطهی او به اینجا رسیدهای و این دستاوردها حاصل تلاش و راهنمایی اوست.
خود ورا عطّار مدّاح آمده
او درین کشتی چو ملّاح آمده
هوش مصنوعی: عطار به عنوان یک مداح و شاعر، در زندگی خود به مانند یک ملّاح (قایقران) در این کشتی (دنیای هستی) ظاهر شده است. او به خوبی با هدایت و معرفت دیگران را به سمت مقصد نیک هدایت میکند.
ای ترا عطّار سلطان خوانده
در معانی تاج ایمان خوانده
هوش مصنوعی: ای کسی که عطّار تو را به عنوان سلطان در معانی معرفی کرده و تو را دارای تاج ایمان دانسته است.
ای ترا عطّار مظهر خوانده
در معانی سرّجوهر خوانده
هوش مصنوعی: ای عطّار! تو به عنوان تجلی و نشانهای از معانی عمیق و اسرار در نظر گرفته شدهای و به این دلیل تو را به عنوان جوهر و اصل درک کردهاند.
ای تو را عطّار دیده در یقین
ای ترا عطّار خوانده علم دین
هوش مصنوعی: تو را به یقین میبینم و میشناسم، و همانطور که عطّار به تو اشاره کرده است، در علم دین هم نامت آورده شده است.
ای ترا عطّار جان بازآمده
در حقیقت صاحب راز آمده
هوش مصنوعی: ای کسی که جان تو مانند عطر است، در واقع به حقیقت، صاحب اسرار و رموز هستی برمیگردی.
ای ترا عطّار منصور دوم
گشته در جویائی ذات تو گم
هوش مصنوعی: ای عطار، تو مانند منصور به جستجوی ذات خود رفتهای و در این مسیر گم شدهای.
ای ترا عطّار جویا آمده
از عدم بهر تو پیدا آمده
هوش مصنوعی: تو که مانند عطار (دارای دانایی و حکمت) هستی، از ناشناختهها و عدم به سوی وجود آمدهای تا به جستجوی تو و شناخت تو بیایم.
تا بگوید آنچه او نشنیده است
تا بگوید آنچه در دین دیده است
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که فردی باید درباره تجربیات و مشاهدات دینی خود صحبت کند، حتی اگر دیگران قبلاً درباره آن چیزی نشنیده باشند. او به تبادل نظرات و گفت و گو در مورد اعتقاداتش میپردازد.
تا بگوید آنچه از حق آمده است
در معانی عین مطلق آمده است
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که آنچه از حقیقت وجود دارد، در مفاهیم به صورت کامل و بیقید و شرط بیان شده است.
تا نماید راه حق را از عیان
تا دهد او سوی معنی ها نشان
هوش مصنوعی: این بیت به بیان این موضوع میپردازد که حقیقت و راه درست را به وضوح نشان دهد و به افراد کمک کند تا به عمق معانی دست یابند. در واقع، هدف آن است که روشنایی به مسیر حق افزوده شود تا انسانها بتوانند به درک بهتری از مفاهیم برسند.
خود ترا عطّار در توحید دید
از تو او اسرار معنیها شنید
هوش مصنوعی: عطار در توحید به شناخت و درک عمیق شما رسید و از شما اسرار و معانی را دریافت کرد.
تا نماید راه احمد را بخلق
او برد زنّار ما را زیر دلق
هوش مصنوعی: برای اینکه راه احمد (پیامبر) به مردم نمایان شود، او (خداوند) بر ما زنجیری را زیر لباس پوشانده است.
او درآرد روح و معنی را بجان
او دمد صور حیات جاودان
هوش مصنوعی: او روح و معنا را به وجود میآورد و به جان انسان میدمد تا زندگی جاودانه را به او عطا کند.
آنچه او گفته است تو کی گفتهٔ
ره که او رفته است تو کی رفتهٔ
هوش مصنوعی: آنچه او بیان کرده، تو چه زمانی گفتهای؟ و اینکه او چه زمانی رفته، تو چه زمانی رفتی؟
سالک واصل که باشد یار او
هر دو عالم نقطهٔ پرگار او
هوش مصنوعی: در مسیر الهی، عارفی که به حقیقت رسیده باشد، در کنار او، محبوبی است که همهٔ جهان در دایرهٔ محبت او میچرخد و او محور آن دایره است.
یار معنیّش محمد آمده
غیر شرع او همه رد آمده
هوش مصنوعی: دوست و محبوب ما معنیاش «محمد» است و هر چیزی که مخالف با اصول او باشد، رد شده و پذیرفته نیست.
خود زآدم تا بایندم مثل او
من ندیدم سالکی در گفتگو
هوش مصنوعی: من هیچ سالکی را ندیدهام که مانند آدم، در گفتگو با من باشد.
گفت این مظهر که تا واقف شوی
بر طریق راستان منصف شوی
هوش مصنوعی: این شخص به من گفت که تا زمانی که در راه درست و حقیقت آگاه نشوی، نمیتوانی واقعاً عادل و منصف باشی.
هرکه او منصف بود شرع آن اوست
علم معنی نامهٔ دیوان اوست
هوش مصنوعی: هر کسی که انصاف داشته باشد، شریعت او همان چیزی است که خودش تعیین میکند. دانشی که به او داده شده، مانند نامهای از دیوان اوست که نشاندهنده فهم و علم اوست.
در طریقت خواندهام آن نامه را
در حقیقت راندهام آن خامه را
هوش مصنوعی: در مسیر سیر و سلوک، من نوشتهای را مطالعه کردهام، اما در واقع به قلم آن متن بیاعتنایی کردهام.
خود حقیقت سرّ درویشان بود
خود طریقت شیوهٔ ایشان بود
هوش مصنوعی: حقیقت واقعی در وجود درویشان نهفته است و راه و روش آنها نیز نشاندهنده این حقیقت است.
رو بکن بر شاه درویشان سلام
تا بگیرد علم معنیات نظام
هوش مصنوعی: به سوی پادشاه درویشان سلام کن تا درک عمیق معنای تو را ترتیب دهد و به نظم درآورد.
ظاهر و باطن به شاهت راست کن
نورایمان را ز حق درخواست کن
هوش مصنوعی: ظاهر و باطن خود را به درستی و صداقت بپوشان و نور ایمان را از حق طلب کن.
نور ایمان روی اودیدن بود
صدق ایمان کوی او رفتن بود
هوش مصنوعی: نور ایمان به نوعی روشنایی و روشنگری است که از ایمان حاصل میشود، و این روشنایی باعث میشود که فرد حقیقتها را ببیند. در عین حال، راستگویی و صداقت در ایمان، فرد را به سفر در راه حق و حقیقت هدایت میکند. به عبارتی، ایمان واقعی باعث میشود که انسان به سمت حقیقت حرکت کند و در این مسیر به درک عمیقتری از زندگی و وجود خود برسد.
چون نداری صدق ایمان نیستت
خود طریق شاه مردان نیستت
هوش مصنوعی: اگر صداقت و ایمان را نداری، راه و مسیر رادمردان و بزرگان به تو نمیرسد.
از جهان آزاد و فردند ای پسر
دستشان باشد بمعنی در کمر
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که از قید و بندهای دنیایی آزاد بوده و باید به خودت افتخار کنی و به فکر پیشرفت و موفقیتهای خودت باشی. در واقع، به توجیه قدرت و اعتماد به نفس اشاره دارد و میگوید که باید دست به کار شوی و از امکانات و منابعی که داری، به بهترین نحو استفاده کنی.
چون نیابی پیش مقبولان قبول
چند گردی گرد هر دربوالفضول
هوش مصنوعی: زمانی که نتوانی از جانب افرادی که مورد قبول هستند، تاییدیهای دریافت کنی، چه فایدهای دارد که به هر کسی و هر درباری سر میزنی و به دنبال جلب توجه و پذیرش آنها هستی؟
گرد درها خود همی گردی چو سگ
تا بگیری لقمهٔ نانی به تک
هوش مصنوعی: مثل سگی دور درها میچرخید تا بتوانی لقمهای نان بهدست بیاوری.
خود زبهر دانشت این سیر نیست
اصل معنیّت یقین برخیر نیست
هوش مصنوعی: این سفر به خاطر دانش تو نیست و اصل معنا در یقین و یقینپذیری است.
علم بهر منصب و مالت بود
نه ز بهر عقبی و حالت بود
هوش مصنوعی: علم برای رسیدن به مقام و ثروت است، نه برای آخرت و نجات روح.
علم بهر آنکه بالا بگذری
یا ز اوقاتی ته نانی خوری
هوش مصنوعی: علم برای آن است که به بلندای مقام و منزلت برسی، و یا در برخی از زمانها از آن استفاده کنی و از آن بهرهمند شوی.
بهر این مردود گشتی ای فقیه
اسم تو در ملک عقبی شد سفیه
هوش مصنوعی: ای فقیه، به خاطر این که تو مورد قبول واقع نشدی، نامت در سرای آخرت به عنوان بیخود و نادان ثبت شده است.
ای ز بهر لقمهای بیجان شده
در تمام عمر سرگردان شده
هوش مصنوعی: تو به خاطر به دست آوردن لقمهای نان، تمام عمرت را بیهدف و آواره شدهای.
ای ز بهر لقمهای سر باخته
بهر دنیا دین خود در باخته
هوش مصنوعی: ای کسی که برای یک لقمه نان جان خود را به خطر میاندازی، در واقع دین و ایستان را برای دنیا از دست میدهی.
ناتوانی کو بدنیا دل نهاد
دنیی وعقبیّ خود بر باد داد
هوش مصنوعی: کسی که در زندگی به خاطر ناتوانیاش امیدوار به دنیا و آخرت نباشد، همه چیزش را از دست میدهد.
خویش را از بهر منصب خوار کرد
باطن خود را چو سگ مردار کرد
هوش مصنوعی: انسانی برای رسیدن به مقام و مرتبه، خود را کوچک و بیارزش کرده و در واقع حقیقت وجودیاش را همچون موجودی بیارزش و پست به نمایش گذاشته است.
کوش در ابیات من گر واقفی
عاقبت را کن نظر گر عارفی
هوش مصنوعی: اگر به معانی اشعار من توجه داشته باشی و درک عمیقی از آنها پیدا کنی، در نهایت به نتیجهای روشن و نیکو خواهی رسید، به ویژه اگر اهل معرفت باشی.
شرم از حق دار ای رسوای دین
تا بکی باشی چو گربه در کمین
هوش مصنوعی: شرم کن از خدا ای که در دین رسوا شدهای، تا کی میخواهی مانند گربهای در کمین بمانی؟
شرم دار از فشّ و دستار بزرگ
در جهان تا کی دوی مانند گرگ
هوش مصنوعی: از بزرگنمایی و خودپسندی در جامعه شرم کنید، چرا که مانند گرگ فقط در پی منافع خود هستید.
گشتهای مانند گرگان پنجه زن
تا خوری مرداری ای پرورده تن
هوش مصنوعی: شما مانند گرگهایی که به شکار میپردازند، شدهاید تا از لاشهها تغذیه کنید، ای کسی که بر روی بدن خود تربیت شدهاید.
چند بهر خانهٔ تن در جهان
زار گردی گه به این و گه به آن
هوش مصنوعی: چند بار به خاطر جسم خود در دنیا سرگردان خواهی بود، اینجا و آنجا به دنبال چیزی میگردی.
سودی کی باشد ترا زین ای پسر
عاقبت ازخانه گیری راه در
هوش مصنوعی: ای پسر، از این کار چه فایدهای به تو میرسد، وقتی که در پایان به خانه بر میگردی و راهی پیش رو نداری؟
خود از آن در سوی گورستان روی
بیشکی درگور بی ایمان روی
هوش مصنوعی: به خاطر خودت به سمت گورستان نرو، زیرا در آنجا فقط بیایمانان قرار دارند.
هرکه او در گور بی ایمان رود
بی شکی او در وادی شیطان رود
هوش مصنوعی: هر کسی که با عدم ایمان از دنیا برود، به یقین در مسیر گمراهی و شیطانی قرار خواهد گرفت.
جای شیطان در سقر باشد بدان
در سقر او را مقرّ باشد بدان
هوش مصنوعی: جایگاه شیطان در جایی به نام سقر است و با این وجود، او در آنجا اقامت دارد و نشیمنش همان جاست.
هر که این قول صوابم بشنود
یا باین اسرار نیکو بگرود
هوش مصنوعی: هر کسی که این حرف درست من را بشنود یا به این رازهای خوب توجه کند،
او ز شیطان و جهنّم فارغ است
زندهٔ باشد که از غم فارغ است
هوش مصنوعی: کسی که از غم و اندوه رها باشد، از وسوسههای شیطان و عذابهای جهنم نیز دور است.
او وجود خویش را احیاء دهد
خویش را بر تخت جنّت جا دهد
هوش مصنوعی: او وجود خود را زنده میکند و خود را در بهشت قرار میدهد.
او بشرع مصطفی کامل شود
او بنور اولیا قابل شود
هوش مصنوعی: انسان زمانی به کمال میرسد که طبق دستورات پیامبر اسلام عمل کند و با هدایت اولیای الهی، نورانی و شایسته گردد.
او بفرقان معانی سر شود
او ز اکسیر ولی چون زر شود
هوش مصنوعی: او در روز قیامت برتر از همه معانی خواهد بود و مانند طلا ارزشمند و با ارزش میشود.
او درآید در طریق انبیا
راه بین گردد بنور اولیا
هوش مصنوعی: او در راه پیامبران وارد میشود و با نور دوستان خدا، بینایی و بصیرت پیدا میکند.
در طریق اولیا او رهرو است
راه تقلیدی به پیشش یک جواست
هوش مصنوعی: در مسیر اولیا، او شخصی است که به راه خود ادامه میدهد و تقلید از دیگران برایش ارزشی ندارد.
راه تقلیدی به پیش شیخ مان
تو براه عارفان رو در امان
هوش مصنوعی: به جای پیروی از روشهای تقلیدی و بیمعنی، بهتر است که به سمت راههای عارفانه و عمیقتر پیش بروی تا در امنیت و آرامش باشی.
شیخ ظاهربین چو خودبین گشته است
از قدم تا فرق سرگین گشته است
هوش مصنوعی: روحانی ظاهرگرا، به خودپرستی دچار شده است و از سر تا پا به خودخواهی آلوده است.
شیخ ظاهربین که چَهها ساخته
جمله خلقان رادر آن انداخته
هوش مصنوعی: شیخ ظاهربین، که فقط به ظاهر چیزها نگاه میکند، باعث شده است که همه مردم در دام باورهای سطحی و ظاهری گرفتار شوند.
شیخ صورت بین که او اندر جهان
ساخته ویران هزاران خانمان
هوش مصنوعی: به شیخ نگاهی کن که او در دنیا هزاران خانه و زندگی را خراب کرده است.
خویش را در زهد داند کاملی
تا بدام او در افتد جاهلی
هوش مصنوعی: انسانی که خود را در زهد و پارسایی کامل میبیند، ممکن است ناخواسته به دام نادانی و ignorance بیفتد.
حیله و مکر و دغا در شأن اوست
جیفهٔ دنیا همه ایمان اوست
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که فریبکاری و نیرنگ در شان کسی است که به دنیا وابسته است و درواقع همهی ثروت و زیباییهای دنیا برای او اهمیت دارد. به نوعی، اشاره دارد که این فرد در پی دنیای فانی است و تنها به ظاهر و منافع دنیوی خود میاندیشد.
رو اگر مردی تو ترک این بکن
غیر اینم نیست در معنی سخن
هوش مصنوعی: اگر مرد واقعی هستی، این کار را ترک کن؛ غیر از این چیزی در گفتهها وجود ندارد.