برگردان به زبان ساده
ای باحمد لحمک لحمی شده
ای باحمد دمک دمّی شده
هوش مصنوعی: ای کسی که با ستایش تو، گوشتی از من شده است و با نام تو، خون من دارای تپش و زندگی شده است.
ای باحمد بوده در هر جا یکی
وی باحمد سر دو و اعضا یکی
هوش مصنوعی: ای کسی که در هر مکان به ستایش پرداختهای، تو همانند یک وجود واحد هستی که در همه جا به خوشنامی شناخته میشوی.
ای باحمد گفته اسرار الاه
وی باحمد داده خاتم صبحگاه
هوش مصنوعی: تو که به ستایش خداوند، رازهای او را بیان میکنی و صبحگاهان به بهترین شکل آغاز میکنی.
ای باحمد همره و همتاج تو
ای باحمد در شب معراج تو
هوش مصنوعی: ای کسی که از خوبیهای تو یاد میشود و در کنار تو قرار دارد، ای کسی که در شب معراج تو، نام نیکت بر سر زبانهاست.
در ولایت انبیا را سرشده
بر تمام اولیا سرور شده
هوش مصنوعی: در سرزمین پیامبران، بر همهی ولیها و شخصیتهای والای الهی، بهترین و بالاترین مقام و افتخار قرار گرفته است.
ای بشاگردیت فخر جبرئیل
وی ترا مادح شده ربّ جلیل
هوش مصنوعی: ای کسی که به بشاگردیت افتخار جبرئیل هستی و پروردگار بزرگ تو را ستایشگر شده است.
ای تو خود مظهر عجایب آمده
ای بهر دو کون غالب آمده
هوش مصنوعی: تو خود تجسم شگفتیها هستی و برای تسلط بر هر دو جهان به اینجا آمدهای.
ای بهر دو کون فرمانت روان
ای شده حکمت روان درملک جان
هوش مصنوعی: ای تو که برای دو جهان، فرماندهی و سلطنت حکمت در جان تو جاری است.
ای ترا جنّ و پری جویا شده
ای به انسان در زبان گویا شده
هوش مصنوعی: تو که جنی و پری را در جستجوی خویش یافتی، به زبان انسان درآمدهای و در کلام او ظاهر شدهای.
ای ترا نشناخته قاضی شهر
خود باو راند شریعت تیغ قهر
هوش مصنوعی: تو که قاضی شهر هستی و به من رحم نمیکنی، نمیدانی که من کی هستم و فقط بر اساس قوانین بیرحمانهات حکم میکنی.
ای ترا نشناخته مفتی ما
عاقبت گیرد ورا نار بلا
هوش مصنوعی: ای کسی که مرا نمیشناسی، سرانجام بلا به سراغ تو خواهد آمد.
ای ترا نشناخته ناپاک زاد
ز آنکه او بوده ز قوم و نسل عاد
هوش مصنوعی: تو که مرا نشناختهای، ناپاک زادهای، زیرا که از قوم و نسل عاد هستی.
ای ترا نشناخته جز عاشقان
خود ترا نشناخته جز صالحان
هوش مصنوعی: تو را فقط عاشقان و نیکان شناختهاند و جز آنها کسی تو را نمیشناسد.
ای ترا نشناخته جز مرد حق
غیر این معنی نخواندم من سبق
هوش مصنوعی: ای کسی که جز مردان حق را نشناختهام، من غیر از این معنی را نخواندهام.
ای ترا نشناخته جز حقّ کسی
زآنکه حقّ رفتی و حق گفتی بسی
هوش مصنوعی: ای کسی که جز حقیقت نتوانستهام تو را بشناسم، چرا که تو حقیقت را رفتی و حقیقت را بیان کردی بسیار.
ای ترا نشناخته جز مصطفی
مصطفی دیده به معراجت لقا
هوش مصنوعی: ای کسی که جز راهنمایی پیامبر، کسی را نشناختهای، فقط در معراج تو با خدای خود ملاقات خواهی کرد.
ای ترا نشناخته جز اهل درد
زآنکه ایشانند خود مردان مرد
هوش مصنوعی: تنها کسانی که به عمق درد و رنج آشنا هستند، میتوانند تو را بشناسند؛ زیرا آنها هستند که واقعاً مردان حقیقی و شجاعی به حساب میآیند.
ای ترا نشناخته جز اهل راز
زآنکه ایشانند دایم در نیاز
هوش مصنوعی: تنها کسانی که در جستجوی حقیقت و درک عمیق هستند، تو را به طور واقعی میشناسند و آنها همیشه به تو نیازمندند.
ای ترا نشناخته جز عارفی
یامگر در کوی وحدت واقفی
هوش مصنوعی: کسی تو را نمیشناسد جز عارفی که در راه عرفان و وحدت با تو آشناست.
ای ترا نشناخته جز کاملان
بهر دیدارت ستاده حاملان
هوش مصنوعی: تنها افرادی که به کمال رسیدهاند، برای دیدن تو آماده و ایستادهاند، زیرا هیچکس جز آنها تو را به درستی نمیشناسد.
ای دو عالم را شده مقصود، تو
وی بمعنی عارفِ معبود، تو
هوش مصنوعی: ای کسی که در دو جهان هدف و مقصود قرار گرفتهای، تو به معنای واقعی عارف و متوجهٔ خدا هستی.
ای ربوده هستی منصور را
جام مستی داده او را بر ملا
هوش مصنوعی: ای خداوند، منصور را که در خفا بود، با جامی از مستی و سرخوشی آشکار کردی.
ای تو کرده یک نظر در چشم او
خود اناالحق گشتهٔ بر اسم او
هوش مصنوعی: ای تو که با یک نگاه به چشمان او، خود را به حقیقت وجودی او در دنیا شناساندهای.
ای بمکّه کرده در اوّل ظهور
وی بآخر در نجف دریای نور
هوش مصنوعی: ای که در مکّه ظهور کردی و در نهایت در نجف، همچون دریای نور میدرخشی.
ای تو در معنی ظهور مصطفی
وی تو در صورت لقای مصطفی
هوش مصنوعی: تو در عمق معنا و حقیقت، نشانهی پیامبر هستی و در چهره و ظاهر خود، نمایانگر اویی.
ای دل عطّار از نام تو پر
جان عطّار است از جام تو پر
هوش مصنوعی: ای دل، شعور و احساس عطّار از نام تو زنده و پرنشاط است و دل او از وجود تو سرشار میشود.
ای تو گشته واقف دلها بنور
دارم از نور ولایت بس حضور
هوش مصنوعی: ای کسی که به دلها آگاهی و دانش داری، من از نور ولایت، نوری درونی دارم که همیشه در کنار من است.
چون دلم را ساختی سلطان نشین
نور ایمانی بیا در جان نشین
هوش مصنوعی: وقتی که دل مرا پر از نور ایمان کردی، بیا و در جان من ساکن شو.
چون مرابرداشتی ای بحر نور
برمدار از من نظر تا نفخ صور
هوش مصنوعی: زمانی که تو مرا از خودت برمیداری ای دریاى نور، بر من چشمپوشى نکن و تا زمان انفجار صور به من نگاه کن.
ختم کن عطار این اسرار را
در دلت میدار این انوار را
هوش مصنوعی: عطار این رازها را به پایان میبرد، اما در دل خود این نورها را نگهدار.