برگردان به زبان ساده
بشنو از گفتار فرزند نبی
آنکه از جان بوده پیوند نبی
هوش مصنوعی: به سخنان فرزند پیامبر گوش بده، او که از جان پیامبر جدا نمیشود و پیوسته با اوست.
آن امامی کو بحقّ این راه رفت
از جهان او با دل آگاه رفت
هوش مصنوعی: امامی که به حق و با آگاهی کامل این مسیر را طی کرد، از این دنیا با درک و آگاهی رفت.
آن امامی کو چو جدّش پاک بود
کی چو بابش خود ز دشمن باک بود
هوش مصنوعی: امام ما همانند جدش پاک و بیآلایش است و مانند پدرش از دشمنان ترسی ندارد.
آن امامی کو زجدّ میراث یافت
علم باطن روی خود از غیر تافت
هوش مصنوعی: امام بزرگی که از نسل خود علمی عمیق و باطننگر به ارث برده است، نور معرفت را از دیگران نگرفته و خود به آن دست یافته است.
آنکه او را من همی دانم امام
غیر مهر او ندانم والسلام
هوش مصنوعی: کسی که من او را میشناسم، امام است و جز محبت او چیزی دیگری نمیشناسم و بس.
در ولایت معنی اسرار داشت
در هدایت جان هشت و چار داشت
هوش مصنوعی: در سرزمین معنویت، رازهای عمیقی وجود دارد و راهنمایی روح انسان به عدد هشت و چهار محدود نمیشود.
جعفر صادق امام خاص و عام
مقتدای خلق و معنی کلام
هوش مصنوعی: جعفر صادق امامی است که هم برای مردم عادی و هم برای خواص، الگوی معنوی و علمی به شمار میرود. او در بیان معانی عمیق کلام پیشرو و سرآمد است.
دایم آن سلطان دین در خانه بود
کز درش خلق جهان بیگانه بود
هوش مصنوعی: همیشه آن رهبر دین (پیامبر یا امام) در خانهاش بود، اما از در آن خانه مردم دنیا او را نمیشناختند و بیخبر بودند.
یک شبی داود دید انوار او
موج میزد بحر دل ز اسرار او
هوش مصنوعی: یک شب داود نوری را دید که همچون امواج دریا در دل او میجنبد و از رازهای درونی او حکایت میکند.
یک شبی داود طائی پیر راه
آستان بوسید و آمد پیش شاه
هوش مصنوعی: یک شب، داود طائی که شخصی سالخورده و خیرخواه بود، به احترام درگاه الهی فرود آمد و سپس به حضور شاه رفت.
کرد او چون بر امام دین سلام
گفت ای در دین احمد بانظام
هوش مصنوعی: او زمانی که به امام دین سلام کرد، به او احترام و ارادت خاصی نشان داد و او را در زمره افرادی با نظم و ساختار در دین اسلام معرفی کرد.
چون توئی هادی ارباب قبول
باب تو شاه است و جدّ تو رسول
هوش مصنوعی: وقتی تو راهنمایی، آقایان به تو احترام میگذارند، چون درب وجودت به سوی پادشاهی است و جدّ تو پیامبر خداست.
تو مرا ای بحر عرفان پند ده
بر دلم از پند خودپیوند ده
هوش مصنوعی: ای دریای معرفت، به من نصیحت کن و بر دلم نشانی از راهنماییهایت بگذار تا به یاری آنها به همپیوندی برسم.
شاه گفتش ای سلیمان زمین
علم شرعت هست در زیر نگین
هوش مصنوعی: شاه به سلیمان گفت: این زمین، دنیای علم و دانش قوانین الهی است که در زیر انگشتر تو قرار دارد.
زاهد وقتی ودولت باشدت
خود به پند من چه حاجت باشدت
هوش مصنوعی: وقتی که تو خودت صاحب مقام و ثروت هستی، نیازی به نصیحت من نداری.
گفت داودش که ای نور قمر
خواهم از نخل ولایت یک ثمر
هوش مصنوعی: داود به او گفت: ای نور ماه، من میخواهم از درخت مقام و رهبری، یک میوه بگیرم.
پس امام دین بگفتش این جواب
من همی ترسم در آخر از عذاب
هوش مصنوعی: امام دین به او گفت که من این پاسخ را میدهم، اما از عذاب در پایان میترسم.
زآنکه فرموده است جدّم مصطفی
آن نبیّ خاص و محبوب خدا
هوش مصنوعی: چون جدّم، پیامبر ویژه و محبوب خدا، فرموده است
گر تو بی من رهروی در گلخنی
بلکه اندر این نسب دور از منی
هوش مصنوعی: اگر تو در جایی باشی که از من دوری، حتی اگر در جایی پر از گل و خوشبو باشی، هنوز هم به دوری از من دچار هستی.
اندر این ره خود نسب ناید بکار
طاعت و زهد و ورع داری بیار
هوش مصنوعی: در این مسیر، ارتباط دادن به خود مفید نیست؛ بلکه باید به اعمالی چون عبادت، تقوا و پرهیزکاری توجه کرد.
اند راین ره جان بباید باختن
خانه در کوی ملامت ساختن
هوش مصنوعی: در این مسیر باید جان را فدای عشق کرد و در کوی ملامت، خانهای ساخت که عذاب و درد در آن باشد.
آنچه جدّم گفته است ای پاک دین
بشنو وبرخوان و در معنی ببین
هوش مصنوعی: آنچه اجدادم گفتهاند را با دقت بشنو و بخوان، و به عمق و معنی آن فکر کن.
گشت خود داود بس ترسان ازین
تا نباشد حال من فردا چنین
هوش مصنوعی: داوود به شدت از ترس میلرزد، و امیدوار است که حال او فردا اینگونه نباشد.
پیش جدّم من نباشم شرمسار
بی عبادت من نبودم برقرار
هوش مصنوعی: من در پیش پدرانم شرمنده نیستم، زیرا بدون عبادت و بندگیام، استواری نداشتم.
چون شنید از صادق این زد جامه چاک
اوفتاد از گریه و زاری بخاک
هوش مصنوعی: وقتی او از سخنان صادق آگاه شد، به شدت غمگین گردید و لباسش را پاره کرد و از شدت گریه و زاری به زمین افتاد.
گفت یارب تو همی دانی که من
شرم دارم پیش تو گفتن سخن
هوش مصنوعی: درود بر تو، آیا نمیدانی که من در برابر تو از بیان کلمات شرم دارم؟
آنکه مقصود زمین و آسمان
اصل و فضل او به پیش من عیان
هوش مصنوعی: شخصی که هدف و مقصود از زمین و آسمان به وضوح برای من روشن است و نعمت و برتری او را میتوانم ببینم.
او همی گوید به پیشم عجز خویش
چون نگردم دل فکار و سینه ریش
هوش مصنوعی: او میگوید که نمیتواند در برابر من ضعف خود را نشان دهد، چون نمیخواهد دلش را در معرض فکرهای آزاردهنده و سینهاش را در برابر زخمها قرار دهد.
رفت داود و به خلوت کار کرد
رو بسوی کلبهٔ اسرار کرد
هوش مصنوعی: داود به تنهایی به کلبهای رفت و در آنجا به کارهای عمیق و محرمانهاش مشغول شد.
برتراشید از ضمیرش غیر حق
پیش صادق خوانده بود او این سبق
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که شخصی به شدت نیاز دارد که از درون خود هر چیزی غیر از حقیقت را پراکنده کند و فقط به حق و صداقت پایبند باشد. او به نوعی از تجربیات و درسهایی که آموخته است، اشاره میکند که در زندگیاش به اهمیت صداقت و راستگویی پی برده است.
او بگفت صادق حق کار کرد
رو بسوی کلبهٔ اسرار کرد
هوش مصنوعی: او گفت، انسان صادق و راستگو به سمت کلبهای که پر از رازها بود حرکت کرد.
در بروی خلق عالم بست او
جان ودل در ذکر حق پیوست او
هوش مصنوعی: او درهای دنیا را بر روی مردم بسته و جان و دلش تنها در یاد حق مشغول است.
زندگیّش وحدت و عرفان شده
مردگیّش زندگیّ جان شده
هوش مصنوعی: زندگی او به اتحاد و شناخت عمیق رسیده و مرگش به نوعی زندگی روح تبدیل شده است.
او دگر با خلق همراهی نکرد
بوددایم جان او با سوز ودرد
هوش مصنوعی: او دیگر با دیگران همراهی نکرد و جانش پر از سوز و درد شده است.
چون درآمد عشق و دروی گرم شد
وز محبّت دل چو مومش نرم شد
هوش مصنوعی: وقتی عشق به دل وارد شد و شخصی که از دنیا فاصله گرفته و درویش است، به شدت تحت تأثیر قرار گرفت، دلش مانند موم نرم و انعطافپذیر شد.
نزد صادق یک ره آمد شیخ فرد
صادقش برخوان نعمت خاص کرد
هوش مصنوعی: یک فرد راستگو نزد شیخی رفت و از او خواست تا نعمت خاصی را برایش بخواند.
او ز پیش شاه خود نانی گرفت
خود ز یک لقمه از آن جانی گرفت
هوش مصنوعی: او از پیشِ شاه خود نان گرفت و از یک لقمه آن، جان خود را سیر کرد.
چون ز پیش صادق آمد او برون
دید ترسائی بغایت ذوفنون
هوش مصنوعی: وقتی که صادق از پیش رفت، او را دید که به شدت ترسیده و دچار اضطراب است.
داد از نان شه او را لقمهای
ساخت ترسا هم از آن نان طعمهای
هوش مصنوعی: از نان شاه به او لقمهای دادند و ترسا (مسیحی) نیز از آن نان بهرهای برد.
کاندرین لقمه بسی اسرارهاست
واندر این لقمه بسی گفتارها
هوش مصنوعی: در این لقمه، رازهای زیادی وجود دارد و همچنین در این لقمه، سخنهای زیادی نهفته است.
خود ز دست شیخ ترسا آن گرفت
خورد آن نن و از آننان جان گرفت
هوش مصنوعی: او از دست شیخ ترسا چیزی گرفت که به همسرش نداد و از آن کسان نیز جان گرفت.
خورد از آن لقمه روان معروف شد
او بمعروفی از آن موصوف شد
هوش مصنوعی: او با خوردن آن لقمهای که به معروفیت معروف شده است، به صفاتی ارزشمند دست پیدا کرد و به عنوان فردی نیکوکار شناخته شد.
از عدم چون جانب دنیا شتافت
اووجود خویش را پرنور یافت
هوش مصنوعی: از عدم و نیستی که به سمت دنیا حرکت کرد، وجود خود را پرنور و روشن یافت.
شد سوی بازار روزی با شتاب
دید سقّائی که او میداد آب
هوش مصنوعی: روزی به سرعت به بازار رفت، و در آنجا سقایی را دید که آب میداد.
گفت با خلقان که از بهر خدا
آب من گیرید و نوشید از صفا
هوش مصنوعی: گفت به مردم که برای خدا آب من را بگیرید و از طراوت و خنکی آن بنوشید.
نام حق بشنید چون معروف ازو
گشت از آن معروف در دم آب جو
هوش مصنوعی: زمانی که نام خداوند شنیده شد، آن نام به اندازهای معروف گشت که به جریان آب جو تبدیل شد، و این معروف در همان لحظه به وجود آمد.
آب نوشید و بدستش جام داد
نام حق را در دل او آرام داد
هوش مصنوعی: آب نوشید و جامی به دستش داد، نام خداوند را در دلش آرامش بخشید.
خلق گفتندش که روزه داشتی
معده را از آب چون انباشتی
هوش مصنوعی: مردم گفتند که تو در حال روزه بودی، اما با این حال معدهات را از آب پر کردی.
گفت از بهر خدا خوردم من آب
تا رسد از روزه و آبم ثواب
هوش مصنوعی: گفت من به خاطر خدا آب نوشیدم تا از روزهام و آبی که نوشیدم پاداش بگیرم.
من دعا از زحمت خود ساختم
ز آن بصورت روزه را پرداختم
هوش مصنوعی: من دعا را با زحمت و تلاش خود ساختهام و به خاطر آن، روزه را نیز به جا آوردهام.
رو ز صورت بگذر و معنی بدان
تا شوی واقف ز اسرار نهان
هوش مصنوعی: به ظاهر توجه نکن و به عمق معنی بپرداز تا به رازهای پنهان آگاه شوی.
گر بمعنی میرسی انسان توئی
در حقیقت آیت رحمن توئی
هوش مصنوعی: اگر به معنای حقیقی برسید، در حقیقت شما یک انسان هستید و نشانهای از رحمت الهی.
هر که درمعنی بحق واصل نشد
او بکوی عاشقان مقبل نشد
هوش مصنوعی: هر کسی که به حقیقت و درک واقعی نرسد، نمیتواند به عشق و محبت حقیقی روی آورد.
همچو کرخی تو بحق مشغول شو
تو قبول او طلب مقبول شو
هوش مصنوعی: مانند کرخی، به حق مشغول شو و پذیرای او باش تا خواستهات پذیرفته شود.
تا نگردی روز آخر شرمسار
تو از این کردار خود شرمی بدار
هوش مصنوعی: تا زمانی که به پایان روز آخرت نرسیدهای، از رفتار و عملکرد خود شرمنده نباش. بنابراین، از الآن باید در اعمال خویش احتیاط کنی و شرم و حیا داشته باشی.
خودنخواهی ماند زنده جاودان
عاقبت باید برون رفت از جهان
هوش مصنوعی: زندگی ابدی ممکن نیست و در نهایت هرکس باید از این دنیا خارج شود.
تو چه حاصل کردی ای گم کرده راه
همچو پنبه ساختی موی سیاه
هوش مصنوعی: ای کسی که راه را گم کردهای، تو چه به دست آوردهای؟ مثل پنبهای که در هم پیچیده شده، موی سیاه خود را به هم ریختهای.
مو سفید ایمان ضعیف و دل سیاه
کی شوی تقصیر خود را عذر خواه
هوش مصنوعی: زمانی که موهای تو سفید شده و ایمان تو ضعیف گشته و دل تو پر از نگرانی و سیاهی است، باید خودت را ببخشی و عذرخواهی کنی.
گشت اگر عطّار در تقصیر پیر
رحم کن یا رب به تقصیرش مگیر
هوش مصنوعی: اگر عطّار در خطا بود، ای پروردگار، به خاطر گناهش مقصرش نکن و بر او رحم کن.