برگردان به زبان ساده
چو مجنون درگه لیلی بدیدی
نبودی تاب آنش میدویدی
هوش مصنوعی: اگر مجنون را به درگاه لیلی میدیدی، تاب و توان تحمل عشق او را نداشتی و به شدت از شوق و هیجان به سویش میدویدی.
شدی چون زعفران آن رنگ رویش
سنان گشتی ز سر تا پای مویش
هوش مصنوعی: تو مانند زعفران رنگین و زیبا شدهای و جلوهات تا موهای سرت را در بر گرفته است.
فتادی بر همه اعضاش لرزه
چو روباهی که بیند شیر شرزه
هوش مصنوعی: او از ترس لرزید، مانند روباهی که شیر قوی و نیرومندی را ببیند.
بدو گفتند ای در انقطاعی
نه بیند هیچکس چون تو شجاعی
هوش مصنوعی: به او گفتند، ای کسی که در جدایی و انزوا به سر میبری، هیچ کس جز تو اینقدر شجاع نیست.
نه تو بیمی ز شیر بیشه داری
نه هرگز از پلنگ اندیشه داری
هوش مصنوعی: تو نه از شیر جنگل میترسی و نه هیچ نگرانی درباره پلنگ داری.
به صحرا و میان کوه گردی
نترسی از همه عالم بمردی
هوش مصنوعی: در دل صحرا و میان کوهها قدم بگذار و از هیچچیز نترس، چرا که در این مسیر، میتوانی به شجاعت و قدرتی برسید که بر ترسها غلبه کند.
چو آید درگه لیلی پدیدار
شوی زرد و بلرزی چون سپیدار
هوش مصنوعی: وقتی لیلی حضور پیدا کند، تو زرد میشوی و مانند یک درخت سپیدار لرزان خواهی بود.
چنین گفت آنگهی مجنون پر غم
که آنکس کو نترسد از دو عالم
هوش مصنوعی: مجید غمگین گفت که کسی که از هر دو جهان نترسد، در حقیقت، شجاع و بیباک است.
ببین تا زور شیر عشق چندست
که چون موریم در پای اوفکندست
هوش مصنوعی: ببین چقدر قدرت عشق مانند زور شیر است که ما همچون مورهای کوچک در برابر آن سر تعظیم فرود میآوریم و تسلیم میشویم.
هر آن قوّت که نقد هر نهادست
به پیش زور دست عشق بادست
هوش مصنوعی: هر نیرویی که به عنوان دارایی و قدرت در هر غیردولت و انسانی وجود دارد، در واقع در برابر عشق و نیروی آن هیچ است.
اگر تو مرد آئی این سخن را
تو باشی همنشین آن سرو بن را
هوش مصنوعی: اگر تو انسان بزرگی باشی، آن وقت تو شایستهی همصحبتی با آن درخت سرو زیبایی.
چو عاشق بر محکّ آید پدیدار
شود معشوق جاویدش خریدار
هوش مصنوعی: زمانی که عاشق در آزمون عشق قرار میگیرد، معشوق ابدی و حقیقیاش خود را به نمایش میگذارد و او را میخرد.