برگردان به زبان ساده
دوُم فرزند آمد با پدر گفت
که من در جادوئی خواهم گهر سفت
هوش مصنوعی: فرزند به پدر گفت که من میخواهم در جادوگری جواهرات باارزشی به دست آورم.
ز عالم جادوئی میخواهدم دل
مرا گر جادوئی آید به حاصل
هوش مصنوعی: از دنیای جادو و شگفتیها میخواهم که اگر جادوگری بیاید، دل مرا به دست آورد.
تماشا میکنم در هر دیاری
بشادی میزیم بر هر کناری
هوش مصنوعی: من در هر جا که میروم، به تماشا نشستهام و شادی را در هر نقطهای که هستم، تجربه میکنم.
گهی در صلح باشم گاه در حرب
بوَد جولانگه، من شرق تا غرب
هوش مصنوعی: گاهی در آرامش هستم و گاهی در جنگ، جایی برای فعالیت من از شرق تا غرب است.
زمانی خویشتن را مرغ سازم
زمانی همچو مردم سرفرازم
هوش مصنوعی: گاهی خود را مانند پرندهای آزاد و میپرورانم، و گاهی مانند انسانها با افتخار و سر بلندی زندگی میکنم.
زمانی کوه گیرم چون پلنگان
زمانی بحر شورم چون نهنگان
هوش مصنوعی: گاهی به ستونی استوار و محکم چون کوه تبدیل میشوم، و زمانی دیگر همچون دریا و نهنگها پرشور و طغیانی.
همه صاحب جمالان را ببینم
درون پرده با هر یک نشینم
هوش مصنوعی: من همه زیبا رویان را میبینم، حتی اگر پشت پرده باشند و با هر یک از آنها نشستی داشته باشم.
بهر چیزی که باید راه یابم
ز ماهی حکمِ خود تا ماه یابم
هوش مصنوعی: برای رسیدن به هر هدفی که دارم، باید از نشانههایی که در زندگی میبینم بهرهبرداری کنم تا به مسیر درست برسم.
درین منصب تأمّل کن نکو تو
ازین خوشتر کرا باشد بگو تو
هوش مصنوعی: در این مقام و موقعیت، خوب فکر کن که آیا کسی بهتر از تو برای این کار وجود دارد یا نه.