برگردان به زبان ساده
یکی پرسید آن شوریدهجان را
که چون میبینی این کار جهان را
هوش مصنوعی: یکی از افراد از آن انسان دیوانه پرسید که چطور میبینی و درک میکنی این دنیای پر از تغییرات و پیچیدگیها را؟
چنین گفت این جهان پُر غم و رنج
به عینه آیدم چون نطعِ شطرنج
هوش مصنوعی: این دنیا پر از غم و درد است، انگار که من در میان یک بازی شطرنج قرار دارم و تمام چهرهها و حرکات را به وضوح میبینم.
گهی آرایشی بیند بصف در
گهی بر هم زنندش چون دو صفدر
هوش مصنوعی: گاهی کسی را در لباس زیبا میبیند و گاهی هم او را به هم میزند و در هم میآمیزد، مانند دو سردار که در میدان نبرد به هم میزنند.
یکی را میبرند از خانهٔ خویش
دگر را مینهند آن خانه در پیش
هوش مصنوعی: یک نفر را از خانهاش میبرند و دیگری را در همان خانه قرار میدهند.
گهی بر شه درآیند از حوالی
به صد زاری کنندش خانه خالی
هوش مصنوعی: گاهی از اطراف به درون شهر میآیند و به شدت از او خواهش میکنند که خانهاش خالی باشد.
چنین پیوسته تا آنگه که دانند
که این نطع مزخرف برفشانند
هوش مصنوعی: تا زمانی که بدانند این نمایش بیارزش است، همچنان به این روند ادامه خواهند داد.
چنان لهو و لعب کردست مغرور
شدی مشغولِ مال و ملک و منشور
هوش مصنوعی: به قدری در خوشگذرانی و بازی غرق شدهای که فریب خوردهای و تمام وقتت را صرف ثروت، املاک و مقام خود کردهای.
تو شهبازی، گشاده کن پر و بال
بپر زین دامگاه لعب اطفال
هوش مصنوعی: تو مانند یک شاهین هستی، پر و بال خود را باز کن و از این زمین بازی بچهها پرواز کن.