پسر گفتش که هرگز آدمی زاد
ندیدم ز آرزوی ملک آزاد
نمیدانم من از مه تا بماهی
کسی را کو نخواهد پادشاهی
کمال ملک نتوان داد از دست
که بهر ملک تن جان داد از دست
نکو گفت آن حکیم مشتری فش
که گر شاهی بوَد روزی بوَد خوش
اطلاعات
وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
قالب شعری:مثنوی
منبع اولیه: کتابخانه تصوف
تعداد ابیات: 4
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
پسر گفتش که هرگز آدمی زاد
ندیدم ز آرزوی ملک آزاد
هوش مصنوعی: پسر گفت: هرگز کسی را ندیدم که به خاطر آرزوی داشتن قدرت و سلطنت، آزادی خود را از دست بدهد.
نمیدانم من از مه تا بماهی
کسی را کو نخواهد پادشاهی