برگردان به زبان ساده
بسنجر گفت غزّالی که ای شاه
برون نیست از دو حالِ تو درین راه
هوش مصنوعی: بسنجر به غزالی گفت: ای پادشاه، در این مسیر تنها دو وضعیت برای تو وجود دارد.
اگر بیداری اینجا چون نشینی
که تا برهم زنی دیده، نه بینی
هوش مصنوعی: اگر در اینجا بیدار و هوشیار نشینی، تا زمانی که چشمهایت را پلک بزنی، چیزی نخواهی دید.
وگر تو خفتهٔ این پادشائی
نه بینی هیچ تا دیده گشائی
هوش مصنوعی: اگر در خواب این سلطنت باشی، هیچ چیز نخواهی دید تا وقتی که چشمت را باز کنی.
بملکی چَند نازی چند خندی
که تا چشمی گشائی و ببندی
هوش مصنوعی: به چندین زیبایی و ناز و لطافت بخند، زیرا هر زمان که چشمانت را باز کنی و دوباره ببندی، ممکن است لحظهای دیگر را از دست بدهی.
ازو آثار در عالم نه بینی
کم از هیچی بوَد آن هم نه بینی
هوش مصنوعی: اگر در جهان آثار او را نبینی، در واقع وجودش به هیچ میماند و حتی آنچه که میبینی نیز از دیدگاه وجودی، بیارزش است.
تو گر خود یزدجرد پادشائی
بکشته عاقبت در آسیائی
هوش مصنوعی: اگر خود را مانند یزدجرد، پادشاهی قوی و با عظمت میدانی، در نهایت به دردسر و مشکل خواهی افتاد.
اگر آگه نهٔ زان آسیا تو
یکی بنگر بدین چرخ دو تا تو
هوش مصنوعی: اگر از آن آسیاب خبر نداری، فقط یک بار به این دو چرخ نگاه کن.
چو افتادی بدین چرخ دو تا در
شوی آخر بپای آسیا در
هوش مصنوعی: وقتی که در چرخ زندگی به سختی بیفتی، در نهایت باید از این سختیها عبور کنی و به آرامش برسی.
درین آتش چه عودی چه گیائی
بخسپد شب چه شاهی چه گدائی
هوش مصنوعی: در این آتش، هیچ چیزی نمیتواند نجات یابد، نه عطر و نه گیاه. چه شب باشد و چه روز، چه پادشاه و چه گدا، همه به یک اندازه در این آتش میسوزند.