برگردان به زبان ساده
ای همه راحت روان، سرو روان کیستی
ملک تو شد جهان جان، جان و جهان کیستی
هوش مصنوعی: ای آرامشدهندهی روحها، تو که هستی؟ سر دنیا و زندگی کیستی؟ ملکت، این جهان پر از جان و روح است. تو چه کسی هستی که جان و جهان را شکل میدهی؟
اینْت جمال دلبری مثل تو کس ندیدهام
هیچ ندانم ای پسر تا تو از آن کیستی
هوش مصنوعی: این زیبایی دلبری را مانند تو هرگز ندیدهام. نمیدانم ای پسر، تو از چه کسی هستی.
از لب همچو شکّرت پر گهر است عالمی
ای گهرِ شریفِ جان گوهرِ کان کیستی
هوش مصنوعی: از لب تو که مانند شکر است، دنیا پر از گوهر و ارزش است. ای گوهر با ارزش! جانم بگو، تو چه کسی هستی؟
بی تو چو جان و دل توی سیر شدم ز جان و دل
ای دل و جان من بگو تا دل و جان کیستی
هوش مصنوعی: بدون تو، زندگی برایم بیروح و خالی است. ای جان و دل من، بگو تو کی هستی که چنین اثری بر من گذاشتهای؟
ای زده راه بر دلم نرگس نیم مست تو
رهزن دل شدی مرا روحِ روان کیستی
هوش مصنوعی: ای نرگس زیبا و مست، که قلبم را به تسخیر خود درآوردهای، تو باعث شدهای که دل من را بدزدی. با تو به چه چیز اندیشیدهام؟ تو کی هستی که اینگونه بر دل من تأثیر گذاشتهای؟
عطار از هوای خود سود و زیان ز دست داد
از پی وصل و هجر خود سود و زیان کیستی
هوش مصنوعی: عطار از خواستههای خود نفع و ضرر را از دست داده و به دنبال وصال یا جدایی است. او حالا در جستجوی مشخص کردن وضعیت خود و درک آن است.