برگردان به زبان ساده
ای روی تو زهر سو رویی دگر نموده
لطف تو از کفی گل گنجی گهر نموده
هوش مصنوعی: چهرهی تو مانند زهر است و چهرهی دیگری را تحتالشعاع قرار داده است. لطف و محبت تو باعث شده تا از کفی گل، گنجی از مروارید به وجود آید.
دریای در عشقت در اصل لطف پاک است
اما نخست هیبت چندین خطر نموده
هوش مصنوعی: در عشق تو، دریا به معنای واقعی پر از لطف و پاکی است، اما در ابتدا ترس و خطرات زیادی را به خود دیده است.
در قرنها فلکها در راه تو شب و روز
از سر به پای رفته وز پای سر نموده
هوش مصنوعی: در طول تاریخ، آسمانها در تلاش تو از صبح تا شب فرسوده شدهاند و از ابتدا تا انتها برای تو زحمت کشیدهاند.
طاوس چرخ پیشت پروانهوار رفته
وز نور شمع رویت بی بال و پر نموده
هوش مصنوعی: پرندهای زیبا و با وقار در مقابل تو به سمت شمعی درخشنده رفته و چون پروانهای بیبال و پر، تحت تأثیر نور آن قرار گرفته است.
از درگه تو نوری بر جان و دل فتاده
وز دل به چشم رفته نور بصر نموده
هوش مصنوعی: نور تو به جان و دل من تابیده است و این نور از دل به چشمانم رسیده و موجب بیناییام شده است.
تو آمده به قدرت و قدرت به فعل پیدا
فعلت به گشت گشته چندین صور نموده
هوش مصنوعی: تو با قدرتی که داری، به انجام کارهای مختلف مشغول شدهای و با این کارها، نشان دادهای که چه شکلها و صورتهای متنوعی میتوانی بیافرینی.
ناگه به دست قدرت بنموده یک اشارت
این یک اشارت تو چندین اثر نموده
هوش مصنوعی: ناگهان، قدرت یک اشاره را نشان داد که این اشاره تاثیری عمیق و چندگانه بر جای گذاشته است.
چون در دو کون کس را چشم یگانگی نیست
زان صد هزار حیرت اندر نظر نموده
هوش مصنوعی: در این دنیا هیچکس نمیتواند به طور کامل وحدت و یگانگی را ببیند؛ به همین خاطر انسانها در میان هزاران حیرت و شبهه دچار تردید میشوند.
عطار کز جهانش جانی است عاشق تو
از بحر سینه هر دم دری دگر نموده
هوش مصنوعی: عطار میگوید که او همچون روحی عاشق در این دنیا زندگی میکند و هر روز از عمق وجودش خبری تازه و متفاوت دربارهٔ عشق تو به دست میآورد.