برگردان به زبان ساده
ای زلف تو دام ماه افکنده
ره بینان را ز راه افکنده
هوش مصنوعی: زلفهای تو همچون دامهایی است که بر سر راه بینندگان افتاده و آنها را گمراه کرده است.
زهاد زمانه را سر زلفت
در معرض صد گناه افکنده
هوش مصنوعی: زاهدان و عابدان زمانه به خاطر زیبایی و جذابیت موی تو در معرض ارتکاب صدها گناه قرار گرفتهاند.
دل پیش رخت به جان کمر بسته
جان پیش لبت کلاه افکنده
هوش مصنوعی: دل در برابر زیباییات به سختی و جانم برای تو به عشق در کلاه عمل کرده است.
عشق لب لعل تو هزار آتش
در جان گدا و شاه افکنده
هوش مصنوعی: عشق به لبهای زیبا و جذاب تو، هزاران شعله از آرزو و اشتیاق را در دل انسانهای مختلف، از فقیر تا ثروتمند، روشن کرده است.
خط تو کزوست خون جان من
در دیدهٔ عقل کاه افکنده
هوش مصنوعی: خطی که تو بر روی کاغذ کشیدهای، چنان تاثیری بر من دارد که جان و زندگیام را به چالش کشیده و عقل و درک من را به تردید انداخته است.
در یک ساعت هزار آتش را
رویت به خط سیاه افکنده
هوش مصنوعی: در یک ساعت، چهرهات آتشهای زیادی را به رنگ سیاه نمایان کرده است.
تو یوسف عالم و زنخدانت
دل برده و جان به چاه افکنده
هوش مصنوعی: تو همچون یوسف در میان جهانی و زیباییهایت دلها را میرباید، به گونهای که زندگی را در چاه انداختهای.
تو خسرو دلبران و روی تو
صد مشعله در سپاه افکنده
هوش مصنوعی: تو بهترین و عزیزترین آنها هستی و چهرهات مانند صد شعله آتش در میان لشکری از روشنایی میدرخشد.
دل در سر زلف دلربای تو
باری است به جایگاه افکنده
هوش مصنوعی: دل من در دلرباییهای زلف تو به دام افتاده و در جایی که باید آزاد باشد، گرفتار شده است.
عطار چو شاهی رخت دیده
رخ طرح نهاده شاه افکنده
هوش مصنوعی: عطار مانند یک پادشاه، نگاهی عمیق به زیباییها دارد و آنچه را که میبیند، به طرز هنرمندانهای به تصویر میکشد.