برگردان به زبان ساده
ای روی همچو ماهت یک پرده بر گرفته
جان های بی قراران فریاد در گرفته
هوش مصنوعی: صورت زیبای تو مانند ماه میدرخشد و با یک پرده پوشیده شده است. جانهای بیقرار و ناآرام، از زیبایی تو فریاد میزنند و ناله میکنند.
در پیش نور رویت پیران شصت ساله
با صد هزار خجلت ایمان ز سر گرفته
هوش مصنوعی: در برابر زیبایی و نور چهرهات، افراد سالخوردهای که عمری را در پسزمینه خجالت و شرم گذراندهاند، احساس شرمندگی و نقص میکنند.
عشقت به دلربایی بگشاده دست بر ما
ناگاه جان و دل را بس بی خبر گرفته
هوش مصنوعی: عشق تو به طرز خیرهکنندهای به دل ما نفوذ کرده و ناگهان باعث شده که جان و دل ما را به طور ناگهانی و بدون آگاهی بگیرد.
دل هر دم از فراقت داغی دگر کشیده
جان هر دم از کمالت راهی دگر گرفته
هوش مصنوعی: هر لحظه از جدایی تو دلم داغ دیگری را تحمل میکند و هر لحظه از کمال تو روح من به سمت مسیری نو حرکت میکند.
از بس که رهزنانند اندر رهت ز غیرت
هر ذره ذرهٔ تو صد راه بر گرفته
هوش مصنوعی: به دلیل وجود دشمنان و راهزنان در مسیرت، غیرت و غیرتت باعث شده که هر گوشهای از وجودت به گونهای از تو محافظت کند و راههای مختلفی برای حفاظت از تو به وجود آمده است.
چون آفتاب رویت بر جان فکند پرتو
عشقت به جان رسیده دل را بهدر گرفته
هوش مصنوعی: زمانی که زیبایی تو مانند آفتاب بر جانم تابید، نور عشق تو به قلبم نفوذ کرد و دل مرا به تسخیر خودش درآورد.
عشق تو چون همایی پر بر کشیده از هم
جانهای عاشقان را در زیر پر گرفته
هوش مصنوعی: عشق تو مانند پرندهای بزرگ است که با بالهایش جانی تازه به عاشقان میبخشد و آنها را در آغوش خود میگیرد.
مستان عشق هر شب همچون صبوح خیزان
بر آرزوی رویت راه سحر گرفته
هوش مصنوعی: مشتاقان عشق هر شب مانند صبح زوده بیدار میشوند و برای دیدن چهرهات به سمت صبح میروند.
آنجا که حسن رویت بوی نمک نموده
صحرای هر دو عالم خون جگر گرفته
هوش مصنوعی: در آنجا که زیبایی چهرهات مانند عطر نمک در فضا پخش شده، دل هر دو جهان را پر از درد و زخم کرده است.
عطار در غم تو شادی هر دو عالم
هم از نظر فکنده هم مختصر گرفته
هوش مصنوعی: عطار در حسرت تو، حتی شادی دنیا را فراموش کرده و همه چیز را به قدری مختصر و کم اهمیت میبیند که فقط به غم تو فکر کند.