برگردان به زبان ساده
دوش درآمد ز درم صبحگاه
حلقهٔ زلفش زده صف گرد ماه
هوش مصنوعی: دیشب در صبح زود، وقتی که از در خانهام بیرون آمدم، حلقهای از موهایش مانند دایرهای زیبا، دور چهرهاش را گرفته بود.
زلف پریشانش شکن کرده باز
کرده پریشان شکنش صد سپاه
هوش مصنوعی: موهای آشفتهاش به قدری زیبا و جذاب است که گویا سپاههای بسیاری را به تسخیر خود درآورده است.
از سر زلفش به دل عاشقان
مژده رسان باد صبا صبحگاه
هوش مصنوعی: باد صبحگاهی از زیباییهای موهای او به عاشقان خبر میدهد.
مست برم آمد و دردیم داد
تا دلم از درد برآورد آه
هوش مصنوعی: در حالت مستی به من احساس درد دست داد و این درد باعث شد که قلبم از شدت ناراحتی یک آه عمیق بکشد.
گفت رخم بین که گر از عشق من
توبه کنی توبه بتر از گناه
هوش مصنوعی: اگر از عشق من دست بکشی، این دست کشیدن خود گناهی بزرگتر از خود گناه است.
گفتمش ای جان چکنم تا مرا
زین می نوشین بدهی گاه گاه
هوش مصنوعی: به او گفتم: ای جان، چه کنم تا گاهی به من از این شراب شیرین بدهی؟
گفت ز خود فانی مطلق بباش
تا برسی زود بدین دستگاه
هوش مصنوعی: بگو از خود و هستی خود بگذر تا زودتر به این مقام و مرتبه برسی.
گر بخورندت به مترس از وجود
گرچه بگردی تو نگردی تباه
هوش مصنوعی: اگر به تو آسیب بزنند، نترس از وجودت، زیرا هرچقدر هم که دچار مشکل شوی، نابود نخواهی شد.
آهو چینی چو گیاهی خورد
در شکمش مشک شود آن گیاه
هوش مصنوعی: وقتی آهویی گیاهی را میخورد، آن گیاه در شکمش به مشک تبدیل میشود.
مات شو ار شاه همه عالمی
تا برهی از ضرر آب و جاه
هوش مصنوعی: اگر در برابر پادشاه همه دنیا تسلیم شوی و خود را در برابر او قرار دهی، میتوانی از آسیبها و خطرات زندگی، مانند مشکلات و حسادتها، رها شوی.
از شدن و آمدن و از گریز
کی برهد تا نشود مات شاه
هوش مصنوعی: هیچچیز از تغییر و رفت و آمد و فرار نمیتواند شما را نجات دهد تا زمانی که به صحنهی حقیقت و واقعیت بپیوندید و فهم عمیقتری از زندگی پیدا کنید.
گفتمش از علم مرا کوههاست
کس نتواند که کند کوه کاه
هوش مصنوعی: به او گفتم که دانش من مثل کوههای بلند است و هیچکس نمیتواند آن را به کاه تبدیل کند.
گفت که هرچیز که دانستهای
جمله فرو شوی به آب سیاه
هوش مصنوعی: گفت هر چیزی که یاد گرفتهای را در آب سیاه فرو ببر و فراموش کن.
چون همه چیزیت فراموش شد
بر دل و جانت بگشایند راه
هوش مصنوعی: وقتی همه چیز را فراموش کردی، دل و جانت را باز میکنند تا راهی جدید را در پیش بگیری.
یوسف قدسی تو و ملک تو مصر
جهد بر آن کن که برآیی ز چاه
هوش مصنوعی: تو همچون یوسف هستی و سرزمین تو مصر است. تلاش کن که از چاه بیرون بیایی.
تا سر عطار نگردد چو گوی
از مه و خورشید نیابد کلاه
هوش مصنوعی: تا وقتی که عطار به اوج و کمال نرسد، مانند گوی چرخان در برابر ماه و خورشید، هیچ شکوه و بزرگی نخواهد داشت.
هرکه درین واقعه آزاد نیست
گو برو و خرقه ز عطار خواه
هوش مصنوعی: هر کسی که در این وضعیت احساس آزادی نمیکند، بهتر است برود و لباس زهد و ولایت را از عطار بگیرد.