برگردان به زبان ساده
دوش ناگه آمد و در جان نشست
خانه ویران کرد و در پیشان نشست
هوش مصنوعی: ناگهان، شب گذشته، چیزی به سراغم آمد و در وجودم نفوذ کرد. آنچنان قدرتی داشت که همه چیز را ویران کرد و جای خود را در ذهنم باز کرد.
عالمی بر منظر معمور بود
او چرا در خانهٔ ویران نشست
هوش مصنوعی: یک فرد عالم و دانا در دنیایی با شرایط خوب و آباد زندگی میکند، اما به چه دلیل در خانهای خراب و ویران نشسته است؟
گنج در جای خراب اولیتر است
گنج بود او در خرابی زان نشست
هوش مصنوعی: خزانهای که در یک مکان خراب و ویران قرار دارد، از خزانهای که در شرایط خوب و مناسب نیست، ارزشمندتر است. زیرا این خزانه در همین اوضاع خراب نیز ارزش خود را حفظ کرده و در واقع نشاندهنده اهمیت و ارزش واقعیاش است.
هیچ یوسف دیدهای کز تخت و تاج
چون دلش بگرفت در زندان نشست؟
هوش مصنوعی: آیا تا به حال یوسفی را دیدهای که وقتی دلش گرفته باشد، از مقام و ثروت خود کنارهگیری کرده و در تنهایی و حبس بماند؟
گرچه پیدا برد دل از دست من
آمد و بر جان من پنهان نشست
هوش مصنوعی: با وجود اینکه دل من از دست رفته و پیدا نیست، اما روح و جان من به شکل پنهانی در دست او قرار گرفته است.
چون مرا تنها بدید آن ماهروی
گفت تنها بیش ازین نتوان نشست
هوش مصنوعی: وقتی آن معشوق زیبا مرا تنها دید، گفت دیگر نمیتوانم بیشتر از این تنها بمانم.
جان بده وانگه نشستِ ما طلب
کی توان ، با جان برِ جانان نشست
هوش مصنوعی: جان خود را فدای معشوق میکنم و پس از آن به آرامی خواستهام را میطلبم، چرا که میتوان با تمام وجود در کنار محبوب نشست.
از سر جان چون تو برخیزی تمام
من کنم آن ساعتت در جان نشست
هوش مصنوعی: زمانی که تو از جان خود برخیزی و به من توجه کنی، تمام وجودم را به تو تقدیم میکنم و آن لحظه در وجودم جاودانه خواهی شد.
چون ز جانان این سخن بشنید جان
خویش را درباخت و سرگردان نشست
هوش مصنوعی: زمانی که محبوب این صحبت را شنید، جان خود را فدای او کرد و در حالتی پریشان و سردرگم به نشسته است.
خویشتن را خویشتن آن وقت دید
کاو چو گویی در خم چوگان نشست
هوش مصنوعی: زمانی شخص به درون خود نگریسته و خود را در جایی همانند نشستن در زمین بازی چوگان میبیند. او در آن لحظه متوجه میشود که در چه وضعیتی قرار دارد و به حقیقت وجودش پی میبرد.
دایما در نیستی سرگشته بود
زان چنین عطار زان حیران نشست
هوش مصنوعی: همیشه در حالت نبودن و غیبت سرگردان بود، به همین خاطر عطار از این سردرگمی حیرتزده نشسته است.