برگردان به زبان ساده
ای سیه گر سپید کاری تو
سرخ رویی و سبز داری تو
هوش مصنوعی: ای کسی که با سیاهی خود، کارهای سفید و نیکو انجام میدهی، در حقیقت تو چهرهای زیبا و با طراوت داری.
من به جان سوختم بگو آخر
با شب و روز در چه کاری تو
هوش مصنوعی: من به خودم زحمت و رنج زیادی دادهام، حالا بگو تو با روزها و شبها چه میکنی؟
روز به کار تو کی توانم برد
زانکه بس بوالعجب نگاری تو
هوش مصنوعی: هر روز که بخواهم به کار تو برسم، نمیتوانم، زیرا تو خیلی شگفتانگیز و جذابی هستی.
کار ما را قرار می ندهی
دلبری سخت بی قراری تو
هوش مصنوعی: تو که با زیباییهایت ما را آشفته میکنی، چرا هیچگاه دلخوشی و آرامش به ما نمیدهی؟
نیست بویی ز وصل تو کس را
زانکه همرنگ روزگاری تو
هوش مصنوعی: هیچ بویی از وصال تو بر کسی احساس نمیشود، زیرا تو با دنیایِ روزگار خودت همرنگ شدهای.
غم من خور که غم بخورد مرا
راستی نیک غمگساری تو
هوش مصنوعی: غم من را به دل بگیر، چون میدانی که میتواند مرا بسیار آزار دهد، راستش اینجا نیکویی و مهربانی توست که در دل غمهایم کمک میکند.
زان سبب شادمانی از غم من
که ازین غم خبر نداری تو
هوش مصنوعی: به همین خاطر من از غم خود شادمانم، چون تو از این غم بیخبری.
بلبل شاخ عشق عطار است
گر به خوبی گل بهاری تو
هوش مصنوعی: بلبل، نماد عشق و عاشقی در شعر عطار است، اگر تو مانند یک گل زیبا و دلانگیز در بهار باشی.