برگردان به زبان ساده
در رهت حیران شدم ای جان من
بی سر و سامان شدم ای جان من
هوش مصنوعی: در مسیر تو گیج و سردرگم شدهام، ای عزیز من، به خاطر تو بیقرار و بینظم گردیدهام، ای عزیز من.
چون ندیدم از تو گردی پس چرا
در تو سرگردان شدم ای جان من
هوش مصنوعی: چون از تو هیچ نشانی ندیدم، چرا در عشق تو گم شدم، ای جانم؟
در فروغ آفتاب روی تو
ذرهٔ حیران شدم ای جان من
هوش مصنوعی: در نور خورشید روی تو، من مانند ذرهای گیج و حیران شدم، ای جان من.
در هوای روی تو جان بر میان
از میان جان شدم ای جان من
هوش مصنوعی: در فضای زیبای چهرهات، جانم از دل به میان آمده است و به تماشای تو، زندگیام را فدای تو کردهام، ای عشق من.
خویش را چون خام تو دیدم ز شرم
با دلی بریان شدم ای جان من
هوش مصنوعی: وقتی خودم را مثل تو، که خام و نادان هستی دیدم، به خاطر شرم و ناراحتی، دلم شکست و سوختم. ای جانم!
تا تو را جان و دل خود خواندهام
بی دل و بی جان شدم ای جان من
هوش مصنوعی: من تا زمانی که تو را با جان و دل خود صدا زدم، بیدل و جان شدم، ای عزیز من.
چون سر زلف توام از بن بکند
بی سر و بن زان شدم ای جان من
هوش مصنوعی: وقتی که سر زلف تو را از ریشه جدا کردم، بیسر و بیریشه شدم و به همین خاطر، ای جان من، دچار حالت خاصی شدم.
من بمیرم تا چرا با درد تو
از پی درمان شدم ای جان من
هوش مصنوعی: من برای تو زندگیام را فدای درد و رنجی میکنم که کشیدم تا به دنبال درمانی برای تو باشم، ای عزیزم.
چون رخت پیدا شد از بی طاقتی
در کفن پنهان شدم ای جان من
هوش مصنوعی: به خاطر بیتابی و ناآرامیام، وقتی که لباس (مرگ) به من نزدیک شد، در گوشهای پنهان شدم. ای جان من!
بر امید آنکه بر من بگذری
با زمین یکسان شدم ای جان من
هوش مصنوعی: به خاطر امیدی که به دیدن تو دارم، مانند زمین معمولی و بیفروغ شدهام، ای جان من.
خاک شد عطار و من بر درد او
ابر خون افشان شدم ای جان من
هوش مصنوعی: عطار به خاک رفت و من به خاطر درد او مانند ابری پر از خون شدهام، ای جان من.