برگردان به زبان ساده
ترسا بچهای ناگه چون دید عیان من
صد چشمه ز چشم من بارید روان من
هوش مصنوعی: هنگامی که آن ترسا (کافری) ناگهان من را دید، چنان تحت تأثیر قرار گرفت که از چشمان من، مانند صد چشمه، اشک جاری شد و جانم به شدت تحت تأثیر قرار گرفت.
دی زاهد دین بودم سجادهنشین بودم
امروز چنان دیدم زنار میان من
هوش مصنوعی: دیروز من زاهد و نمازگزار بودم، اما امروز خود را در حالتی میبینم که نوار (زنار) را در میان خود دارم.
سجاده به می داده وز خرقه تبرایی
نه کفر و نه ایمانی درمانده ز جان من
هوش مصنوعی: سجاده را با می پر کرده و از خرقه رهایی یافتم؛ نه در کفرم و نه در ایمان، زندگیام به تنگ آمده است.
نه بنده نه آزادم، نه مدت خود دانم
این است کنون حاصل در بتکده جان من
هوش مصنوعی: من نه به عنوان بنده کسی هستم و نه آزاد، و نمیدانم این وضعیت چقدر ادامه خواهد داشت. در حال حاضر، نتیجهام در میخانه، روح من است.
با دل گفتم ای دل زنهار مشو ترسا
در حال دلِ خسته بشکست امان من
هوش مصنوعی: به دل خود گفتم که مراقب باش و از ترس و تردید دوری کن، اما در حالی که دل خستهام بود، این ترس باعث شد که همه چیز برای من نابود شود.
گفتم که منم ای جان در پرده مسیحایی
صد قوم دگر دیدم سرگشته بسان من
هوش مصنوعی: گفتم که من نیز مانند تو، جانم، در دنیای زیبا و مقدس همچون مسیح، مردمانی دیگر را دیدهام که به اندازه من، گمگشته و سرگردان هستند.
گویند عطاری را چونی تو ز ترسایی
حقا که درون خود کفر است نهان من
هوش مصنوعی: میگویند عطاری، تو چگونهای؟ از ترس خدا. در حالی که در درون خود ایمان نداری و اشکالاتی مخفی داری.