برگردان به زبان ساده
باز آمدهای از آن جهانم من
پیدا شدهای از آن نهانم من
هوش مصنوعی: تو دوباره به دنیای من برگشتی، من که از آن عالم پنهان بودم اکنون به وضوح دیده میشوم.
کار من و حال من چه میپرسی
کین میدانم که می ندانم من
هوش مصنوعی: حال من و کارهایم را از من نپرس، زیرا خودم هم میدانم که نمیدانم.
هرچند که در جهان نیم لیکن
سرگشتهتر از همه جهانم من
هوش مصنوعی: با اینکه در این دنیا هستم، اما بیشتر از هر کسی احساس سردرگمی و بلاتکلیفی میکنم.
در هر نفسی هزار عالم را
از پس کنم و به یک مکانم من
هوش مصنوعی: در هر دم و بازدم، میتوانم هزاران عالم را پشت سر بگذارم و در عین حال تنها به یک مکان محدود شوم.
هر دم که نهان طلب کنم خود را
چه سود که آن زمان عیانم من
هوش مصنوعی: هر زمان که برای پیدا کردن خودم تلاش میکنم، چه فایده دارد وقتی که در آن لحظه، حقیقتا خودم را نشان میدهم؟
وآن دم که عیان نشان خود خواهم
آن لحظه بدان که بینشانم من
هوش مصنوعی: زمانی که خود را به طور واضح به نمایش بگذارم، بدان که در آن لحظه هیچ نشانی از من نخواهد بود.
وان دم که نهان خود عیان جویم
از هر دو گذشته آن زمانم من
هوش مصنوعی: در آن لحظهای که میخواهم خود را آشکار کنم، از هر دو حالت گذشتهام و در آن زمان قرار دارم.
من اینم و آنم و به هم هردو
فیالجمله نه اینم و نه آنم من
هوش مصنوعی: من به دو جنبه مختلف اشاره میکنم، اما در واقع نه کاملاً این یکیام و نه کاملاً آن یکی. من در حقیقت چیزی فراتر از این دو وصف هستم.
زان راز که سر جان عطار است
گفتن سخنی نمیتوانم من
هوش مصنوعی: از آن راز که وجود جان عطار در آن نهفته است، نمیتوانم هیچ سخنی بگویم.