برگردان به زبان ساده
کاری است قوی ز خود بریدن
خود را به فنای محض دیدن
هوش مصنوعی: انجام دادن کارهایی که نیازمند رها کردن خودخواهی و هویت فردی باشد، به معنای رسیدن به یک حالت از فنا و از خودگذشتگی کامل است.
مانند قلم زبان بریده
بر لوح فنا به سر دویدن
هوش مصنوعی: مانند قلمی که زبانش بریده شده، بر روی صفحه نابودی در حال نوشتن است.
صد تنگ شکر چشیده هر دم
پس کرده سؤال از چشیدن
هوش مصنوعی: هر لحظه صد نوع شیرینی را چشیده و در نتیجه از چشیدن آنها سوالی نمیپرسد.
این راز شگرف پی ببردن
وانگاه ز خویش پی بریدن
هوش مصنوعی: این راز بزرگ را درک کردن و سپس از خود دور شدن.
صد توبه به یک نفس شکستن
صد پرده به یک زمان دریدن
هوش مصنوعی: بسیاری از توبهها با یک نفس ناغافل شکسته میشوند، و صدها پرده و حجاب به یکباره کنار میروند.
در میکده دست بر گشادن
با ساقی روح می کشیدن
هوش مصنوعی: در میخانه، با ساقی خوشصحبت شدن و از روح خود دلشاد کردن.
در پرتو دوست همچو شمعی
در خود به رسیدن و رسیدن
هوش مصنوعی: در نور دوست، مانند شمعی هستم که هم در درون خودم نور میافشانم و هم به مقصدی میرسم.
بی خویش شدن ز هستی خویش
در هستی او بیارمیدن
هوش مصنوعی: از خودگذشتگی و رهایی از وجود شخصی، در وجود او غرق شدن و حیات واقعی را در وجود او یافتن.
همچون عطار عشق او را
بر هستی خویشتن گزیدن
هوش مصنوعی: عطاری مانند عشق او را انتخاب کرد تا با وجود خودش در دنیا زندگی کند.