برگردان به زبان ساده
عشق را بیخویشتن باید شدن
نفس خود را راهزن باید شدن
هوش مصنوعی: برای رسیدن به عشق، باید از خودیت و ego خود بگذری و در مسیر عشق، خود را فدای آن کنی.
بت بود در راه او هرچه آن نه اوست
در ره او بتشکن باید شدن
هوش مصنوعی: هر چیزی که در مسیر او قرار دارد، مانند بت است و باید شکسته شود. برای رسیدن به او، باید از هر آنچه که غیر از اوست، عبور کرد.
زلف جانان را شکن بیش از حد است
کافر یک یک شکن باید شدن
هوش مصنوعی: زلف معشوق آنقدر جذاب و دلربا است که بیمروتترین فرد هم باید برای رسیدن به هر یک از آنها تلاش کند و خود را به نوعی از آن جدا نکند.
تو بدو نزدیک نزدیکی ولیک
دور دور از خویشتن باید شدن
هوش مصنوعی: تو به ظاهر به کسی نزدیک هستی، اما در واقع از درون و از خودت فاصله گرفتهای و باید تلاش کنی که به خود واقعیات برگردی.
در نگنجد ما و من در راه او
در رهش بی ما و من باید شدن
هوش مصنوعی: در مسیر او نمیتوان به خود و دیگران توجه کرد؛ برای رفتن در این راه، باید از خودخواهی و منیت دست کشید.
دوست چون هرگز نیاید در وطن
عاشقان را بی وطن باید شدن
هوش مصنوعی: اگر دوست هرگز به وطن نیاید، عاشقان باید بیوطن زندگی کنند.
در ره او بر امید وصل او
خاک راه تن به تن باید شدن
هوش مصنوعی: برای رسیدن به او و رسیدن به وصالاش، باید جان و تن خود را به کف بگذاریم و در مسیر او قانع به پذیرش سختیها باشیم.
همچو لاله غرقه در خون جگر
زنده در زیر کفن باید شدن
هوش مصنوعی: باید مانند لالهای که در خون غوطهور است، زنده باقی ماند حتی اگر در زیر کفن قرار گرفته باشیم.
در ره او چون دویی را راه نیست
با یکی در پیرهن باید شدن
هوش مصنوعی: در مسیر او، مانند دو نفر که نمیتوانند در یک راه قدم بگذارند، پس باید با هم یکی شویم و در یک دل و یک روح حرکت کنیم.
پس چو عطار اندر آفاق جهان
پاکباز انجمن باید شدن
هوش مصنوعی: زمانی که عطار در سراسر دنیا به جستجوی معنای پاکی و حقیقت میپردازد، باید به جمعی از پاکان بپیوندی.