برگردان به زبان ساده
هر زمان بی خود هوایی میکنم
قصد کوی دلربایی میکنم
هوش مصنوعی: هر بار که از خود بیخود میشوم، به شکار محبت و زیبایی میروم.
گه به مستی های هویی میزنم
گه به گریه های هایی میکنم
هوش مصنوعی: گاهی به حالت شادمانی و سرخوشی میزنم و گاهی در حالت اندوه و گریه هستم.
غرقه زانم در بن دریای خون
کارزوی آشنایی میکنم
هوش مصنوعی: من در عمق دریایی از خون غوطهور شدهام و در حال تلاش برای برقراری ارتباط با کسی آشنا هستم.
تنگ دل شد هر که آه من شنود
زانکه آه از تنگنایی میکنم
هوش مصنوعی: هر کس که صدای آه من را بشنود، به شدت ناراحت و دلتنگ میشود، زیرا من از درونِ تنگنا و فشار، این آه را بلند میکنم.
چون مرا باد است از وصلش به دست
خویشتن را خاک پایی میکنم
هوش مصنوعی: وقتی که خبر وصل او به من میرسد، خود را به نوعی زمینگیر میکنم و به جایگاه قدمهای او تقدیم میکنم.
ای مرا چون جان ببین زاری من
کین همه زاری ز جایی میکنم
هوش مصنوعی: من برای تو مانند جانم ارزش قائلم، هرچند که در این حال، غم و نالهام از جایی دیگر نشأت میگیرد.
گر دمی از دل برآمد بی غمت
این دم آن دم را قضایی میکنم
هوش مصنوعی: اگر لحظهای بدون فکر به تو از دل برآید، آن لحظه را به قضا و قدر خود تقدیر میکنم.
چون غم تو کیمیای شادی است
من غمت را مرحبایی میکنم
هوش مصنوعی: غم تو برای من مانند گنجی است که شادی به ارمغان میآورد و من با خوشحالی به غمت خوشامد میگویم.
در غم تو چون کم از یک ذرهام
هست لایق گر هوایی میکنم
هوش مصنوعی: در اندوه تو، احساس میکنم که حتی کمتر از یک ذره ارزش دارم، اما اگر هوایی عوض کنم، به خاطر توست.
روشنی دیدهٔ عطار را
خاک پایت توتیایی میکنم
هوش مصنوعی: من چشمان عطار را با خاک پای تو پر از روشنی میکنم.