برگردان به زبان ساده
دل رفت وز جان خبر ندارم
این بود سخن دگر ندارم
هوش مصنوعی: دل من رفته و از حال خودم بیخبرم، فقط همین را میدانم که چیزی دیگر ندارم برای گفتن.
گرچه شدهام چو موی بی او
یک موی ازو خبر ندارم
هوش مصنوعی: هرچند که در غیاب او به حالتی بیرمق و بیخبر از او درآمدهام، اما همچنان از وجودش بیخبر ماندهام.
همچون گویم که در ره او
دارم سر او و سر ندارم
هوش مصنوعی: من در راه او همه چیزم را فدای او کردهام، اما هنوز خودم را پیدا نکردهام.
هم بی خبرم ز کار هر دم
هم یک دم کارگر ندارم
هوش مصنوعی: هر لحظه از وضعیت زندگی خود بیخبرم و در عین حال هیچگونه کمک و یاری ندارم.
راه است بدو ز ذره ذره
من دیدهٔ راهبر ندارم
هوش مصنوعی: راهی وجود دارد که من از آن میگذرم، اما نمیتوانم راهنما یا دلیلی برای هدایت خود بیابم.
خورشید همه جهان گرفته است
من سوخته دل نظر ندارم
هوش مصنوعی: خورشید تمام عالم را فرا گرفته است و من که دل سوختهای دارم، هیچ نگاهی به آن ندارم.
چندان که روم به نیستی در
از هستی او گذر ندارم
هوش مصنوعی: هر چه به سمت نیستی حرکت کنم، نتوانم از وجود او به سادگی عبور کنم.
فریاد که زیر پرده مردم
افسوس که پرده در ندارم
هوش مصنوعی: اینجا فریاد میزنم که زیر این پرده، مردم، افسوس که راهی برای نشان دادن احساساتم ندارم.
گرچه همه چیزها بدیدم
جز نام ز نامور ندارم
هوش مصنوعی: هرچند که در زندگی چیزهای زیادی را دیدهام، اما جز نام کسانی که بزرگ و معروف هستند، چیزی ندارم.
زان چیز که اصل چیزها اوست
مویی خبر و اثر ندارم
هوش مصنوعی: من از اصل و بنیاد هر چیز، که آن اوست، حتی کوچکترین نشانه یا اثری ندارم.
دردا که شدم به خاک و در دست
جز باد ز خشک و تر ندارم
هوش مصنوعی: متاسفانه من به جایی رسیدهام که در خاک دفن شدهام و تنها چیزی که در دستانم دارم، باد است که نه تر و نه خشک است.
فیالجمله نصیبهای که بایست
گر دارم ازو وگر ندارم
هوش مصنوعی: به طور کلی، آنچه که سرنوشت برایم مقدّر کرده است، اگر بخواهم باید داشته باشم و اگر نخواهم، نمیتوانم داشته باشم.
افسانهٔ عشق او شدم من
وافسانه جزین ز بر ندارم
هوش مصنوعی: من خود را به داستان عشق او تبدیل کردهام و جز این داستان هیچ چیزی دیگری از یاد نمیبرم.
با این همه ناامیدی عشق
دل از غم عشق بر ندارم
هوش مصنوعی: با وجود همه ناامیدیها، هرگز دل از غم عشق نخواهم برداشت.
سیمرغ جهانم و چو عطار
یک مرغ به زیر پر ندارم
هوش مصنوعی: من در جهان همچون سیمرغی بزرگ و قوی هستم اما مانند عطار، هیچ مرغهای زیر پر و بال خود ندارم.