برگردان به زبان ساده
دلبرم رخگشاده میآید
تاب در زلف داده میآید
هوش مصنوعی: محبوب من با چهرهای دلنشین و شگفتانگیز نزدیک میشود و در بازی زلفهایش طنازی میکند.
در دل سنگ لعل میبندد
کو چنین لبگشاده میآید
هوش مصنوعی: در دل سنگ، سنگی با ارزش و زیبا مانند لعل قرار میگیرد؛ کسی که اینگونه با سخاوت و بازبودن دلش، به راحتی خود را نشان میدهد.
شهسوار سپهر از پی او
میرود کو پیاده میآید
هوش مصنوعی: خورشید به دنبال او میرود، در حالی که او با آرامش و بدون عجله وارد میشود.
زلف بر هم فکنده میگذرد
خلق بر هم فتاده میآید
هوش مصنوعی: دختران با موهای آشفته و پریشان از کنار ما میگذرد، در حالی که مردم نامنظم و بههمریخته به سوی او میآیند.
ای عجب چشم اوست مست و خراب
وز لبش بوی باده میآید
هوش مصنوعی: چشمان او به قدری جذاب و بیخود کننده است که انسان را مدهوش میکند و لبهایش بوی شراب را به مشام میرساند.
پیش سرسبزی خطش چو قلم
عقل کل بر چکاده میآید
هوش مصنوعی: زمانی که خطی سرسبز و زیبا مینویسد، مانند این است که عقل جامع و کامل بر او برتری مییابد.
ماه سر درفکنده میگذرد
چرخ بر سر ستاده میآید
هوش مصنوعی: ماه بر روی زمین میتابد و همچنان که زمان میگذرد، چرخ روزگار به سوی ما میرسد.
آفتابی که سرکش است چو تیغ
بر خطش سر نهاده میآید
هوش مصنوعی: خورشیدی که تند و سرکش است، مانند تیغی بر سر خطش قرار گرفته و به جلو میآید.
در صفاتش ز بحر جان فرید
گهر پاکزاده میآید
هوش مصنوعی: در ویژگیهای او مانند دریا، جواهر نایابی از نسل پاک و برگزیده به چشم میخورد.