برگردان به زبان ساده
برق عشق از آتش و از خون جهد
چون به جان و دل رسد بیچون جهد
هوش مصنوعی: وقتی عشق همچون برقی از آتش و خون در جان و دل انسان رخ نماید، باید تلاش کرد تا به آن دست یافت، به شرطی که بدون هیچ شکی تمایل به آن داشته باشیم.
دل، کسی دارد که در جانش ز عشق
هر زمانی برق دیگرگون جهد
هوش مصنوعی: دل شخصی سرشار از عشق است که هر لحظه در وجودش احساس و هیجان جدیدی ظهور میکند.
کشتیام بر آب دریا هست و من
منتظر تا باد دریا چون جهد
هوش مصنوعی: کشتی من در دریا است و من در انتظارم تا باد دریا به حرکت درآید.
گر نباشد باد سخت از پیش و پس
بو که این کشتیم با هامون جهد
هوش مصنوعی: اگر بادی سخت از جلو و عقب نباشد، بدان که این کشتی من با سختی به جلو میرود.
کشتییی هرگز ازین دریای ژرف
هیچ کس را جست تا اکنون جهد؟
هوش مصنوعی: آیا کسی تاکنون تلاشی برای نجات از این دریای عمیق کرده است؟
کی بود آخر که بادی در رسد؟
در خم آن طرهٔ میگون جهد
هوش مصنوعی: کیست که در راز و رمز زیبایی آن موهای خوش رنگ و لطیف، نسیمی بوزد و لطافت را بیشتر کند؟
بوی زلف او به جان ما رسد
دل ز دست صد بلا بیرون جهد
هوش مصنوعی: عطر زلف او به جان ما میرسد و دل ما از میان هزاران درد و مشکل رهایی مییابد.
خون عشقش هر شبی زآن میخورم
تا رگم در عشق روزافزون جهد
هوش مصنوعی: هر شب از پیوند عشق او، درد و رنجی را متحمل میشوم تا بتوانم در عشق او روز به روز تلاش بیشتری کنم و محبتش را در وجود خود احساس کنم.
چون رگ عشق تو دارم خون بیار
تا درآشامم که از رگ خون جهد
هوش مصنوعی: من به عشق تو ارتباط عمیق و نزدیکی دارم، پس برایم از محبت و احساساتت بیفزا تا بتوانم از این عشق سیراب شوم، زیرا این عشق در وجود من جریان دارد.
گر کند عطار از زلفش رسن
از میان چنبر گردون جهد
هوش مصنوعی: اگر عطار بخواهد، میتواند از زلف محبوبش ریسمانی بسازد و با آن از حلقه گردون عبور کند.