برگردان به زبان ساده
دی پیر من از کوی خرابات برآمد
وز دلشدگان نعرهٔ هیهات برآمد
هوش مصنوعی: پیر من از محلهٔ خراباتیها بیرون آمد و از دل عاشقان صدای ناله و فریاد بلند شد.
شوریده به محراب فنا سر به برافکند
سرمست به معراج مناجات برآمد
هوش مصنوعی: شخصی که دچار جنون عشق است، در مکان مقدس نماز سرش را به اشاره افکند و در حالی که در اوج شادی و سرمستی به سمت خداوند دعا و مناجات میکرد، به درجات بلند روحانی عروج کرد.
چون دردی جانان به ره سینه فرو ریخت
از مشرق جان صبح تحیات برآمد
هوش مصنوعی: وقتی که درد محبوب به دل آدمی تابید، مانند صبحی که از شرق میتابد، احساسات و سلامتی به همراه آن آغاز میشود.
چون دوست نقاب از رخ پر نور برانداخت
با دوست فرو شد به مقامات برآمد
هوش مصنوعی: زمانی که دوست، نقاب از چهرهی روشن خود برداشت، با او به مقامهای بلند و عالی رسید.
آن دیده کزان دیده توان دید جمالش
آن دیده پدید آمد و حاجات برآمد
هوش مصنوعی: چشمی که از آن میتوان جمال او را دید، همین چشم است که ظاهر شد و نیازها برآورده گشت.
مقصود به حاصل شد و طالب به تعین
محبوب قرین گشت و مهمات برآمد
هوش مصنوعی: هدف و مقصود به دست آمد و آنچه خواسته بودیم، به وضوح و در کنار محبوب قرار گرفت و مسائل مهم نمایان شدند.
بد باز جهان بود بدان کوی فروشد
واقبال بدان بود که شهمات برآمد
هوش مصنوعی: جهان به کسی روی خوش نشان میدهد که در دنیای خود با شجاعت و اراده به پیش میرود؛ چرا که سرنوشت او بر اساس تلاش و کوششش تعیین میشود.
دین داشت و کرامات و به یک جرعه می عشق
بیخود شد و از دین و کرامات برآمد
هوش مصنوعی: او دین و ویژگیهای معنوی داشت، اما با یک جرعه عشق مست شد و از دین و ویژگیهای معنوی خود خارج شد.
عطار بدین کوی سراسیمه همی گشت
تا نفی شد و از ره اثبات برآمد
هوش مصنوعی: عطار در این مکان سرگردان و نگران بود تا اینکه از این حالت خارج شد و به مسیر درست رسید.