برگردان به زبان ساده
ز زلفت زنده میدارد صبا انفاس عیسی را
ز رویت میکند روشن خیالت چشم موسی را
هوش مصنوعی: نسیم با زلفهای تو جان میگیرد و دمهای عیسی را زنده میکند، و از چهرهات خیال و روشنی را به چشمان موسى میبخشد.
سحرگه عزم بستان کن صبوحی در گلستان کن
به بلبل میبرد از گل صبا صد گونه بشری را
هوش مصنوعی: صبح زود به باغ برو و از زیباییهای آن لذت ببر. بلبل با نغمهخوانیاش داستانهای مختلفی را از گلها برای نشنیدن به انسانها میگوید.
کسی با شوق روحانی نخواهد ذوق جسمانی
برای گلبن وصلش رها کن من و سلوی را
هوش مصنوعی: کسی که به عشق روحانی و معنوی دست پیدا کرده، دیگر به لذتهای دنیوی و جسمانی توجهی ندارد. پس برای رسیدن به وصل و صفای واقعی، از من و مشغلههایم بگذر.
گر از پرده برون آیی و ما را روی بنمایی
بسوزی خرقهٔ دعوی بیابی نور معنی را
هوش مصنوعی: اگر از پشت پرده بیرون بیایی و چهرهات را به ما نشان بدهی، آنگاه با جلوهات دلها را عاشق کرده و ادعای خود را به آتش خواهی کشید و روشنایی حقیقت را خواهی یافت.
دل از ما میکند دعوی سر زلفت به صد معنی
چو دلها در شکن دارد چه محتاج است دعوی را
هوش مصنوعی: دل از ما شکایت میکند و به هزار و یک معنی به سر زلف تو اشاره دارد. زمانی که دلها در حال رنج و شکنجه هستند، دیگر به چه چیزی نیاز دارد که بخواهد ادعایی داشته باشد؟
به یک دم زهد سی ساله به یک دم باده بفروشم
اگر در باده اندازد رخت عکس تجلی را
هوش مصنوعی: اگر در یک لحظه زهد و عابدی که سی سال طول کشیده را با یک لحظه نوشیدن شراب عوض کنم، این کار را خواهم کرد به شرطی که آن شراب، تصویر زیبایی از تجلی و حقیقت را نشان دهد.
نگارینی که من دارم اگر برقع براندازد
نماند زینت و رونق نگارستان مانی را
هوش مصنوعی: اگر محبوب من چادرش را کنار بزند، دیگر زیبایی و شکوه نگارخانه مانی باقی نخواهد ماند.
دلارامی که من دانم گر از پرده برون آید
نبینی جز به میخانه ازین پس اهل تقوی را
هوش مصنوعی: اگر آن آرامش و صفایی که من میشناسم از پرده بیرون بیاید، دیگر اهل تقوا را فقط میتوانی در میخانهها ببینی.
شود در گلخن دوزخ طلب کاری چو عطارت
اگر در روضه بنمایی به ما نور تجلی را
هوش مصنوعی: اگر در عالم سختی و عذاب باشی، در جستجوی زیبایی و نور خواهی بود، همانطور که اگر عطاری در باغ بهشت ظاهر شود، میتواند روشنی و زیبایی را به ما نشان دهد.