برگردان به زبان ساده
چون نیست، هیچ مردی، در عشق، یار ما را،
سجاده، زاهدان را؛ درد و قُمار، ما را.
هوش مصنوعی: این بیت به بیان این موضوع میپردازد که هیچ کس در عشق، یار ما را به درستی درک نمیکند و زاهدان نیز نمیتوانند درد و رنج ما را بفهمند. عشق و احساسات ما برای دیگران قابل درک نیست و همچنان که در قمار، ریسک و خطر وجود دارد، در عشق نیز ما با درد و سختی مواجه هستیم.
جایی که جانِ مردان باشد —چُو گویْ— گَردان،
آن نیست جایِ رندان؛ با آن، چه کار ما را؟
هوش مصنوعی: جایی که روح و استقامت مردان در آن باشد، مانند یک توپ در حال چرخش، جایی برای رندان نیست؛ ما چه کار به آنجا داریم؟
گر ساقیانِ معنی با زاهدان نِشینند،
مِی زاهدانِ رَه را؛ درد و خُمار ما را.
هوش مصنوعی: اگر اهل معرفت و معانی با زاهدان و پارسایان همنشین شوند، مشروب زاهدان که در راه الهی است، ما را از درد و رنج و خماری خود آشنا میکند.
درمانْش، مُخلصان را، دردَش، شِکستِگان را،
شادیْش، مُصلحان را، غم، یادگار، ما را.
هوش مصنوعی: درمان آن درد، برای کسانی است که خالصانه و صمیمانه هستند. دردش، متعلق به کسانی است که در زندگی شکست خوردهاند. شادیاش، در اختیار مصلحان و بهبودبخشهاست. و غم، یادگاری از ما به جا میگذارد.
ای مدعی، کجایی تا مُلکِ ما بِبینی،
کز هرچه بود در ما، برداشت —یار— ما را.
هوش مصنوعی: ای مدعی، کجا هستی که بیایی و شاهد زیباییهای ما باشی؟ زیرا از هر چیزی که در دل ما بود، یار ما را برداشت و از آن همه، بهرهبرداری کرد.
آمد خطاب، ذوقی از هاتفِ حقیقت؛
کِایْ خسته، چون بیابی اندوهِ زارِ ما را؟
هوش مصنوعی: صدایی به من رسید که چیزی از حقیقت را فاش کرد و گفت: ای خسته، وقتی که حال بیقراری و اندوه ما را ببینی، چه وضعی خواهی داشت؟
عَطّار، اَندَرین رَه، اندوهگین، فُروشُد،
زیراکه او —تَمامَ اسْت— اَنْدُهْگُسار، ما را.
هوش مصنوعی: عطار در این راه، غمگین و ناراحت است، زیرا او به خوبی میداند که تمام غمها و اندوهها را به ما میفروشد.