برگردان به زبان ساده
جانا شعاع رویت در جسم و جان نگنجد
وآوازهٔ جمالت اندر جهان نگنجد
هوش مصنوعی: عزیزم، زیبایی و روشنی چهرهات بهقدری زیاد است که در هیچ جسم و جان دیگری نمیتوان آن را جا داد و نام و آوازهٔ زیباییات در هیچکجای دنیا نمیتواند گنجانده شود.
وصلت چگونه جویم؟ کاندر طلب نیاید
وصفت چگونه گویم؟ کاندر زبان نگنجد
هوش مصنوعی: میخواهم بدانم که چطور میتوانم تو را به دست آورم، زیرا در جستجوی تو به توصیف نمیتوانم برسم. همچنین نمیتوانم از تو بزرگی تو را به زبان بیاورم، چرا که کلمات برای آن کافی نیستند.
هرگز نشان ندادند از کوی تو کسی را
زیرا که راه کویت اندر نشان نگنجد
هوش مصنوعی: هیچکس از راه تو به کسی خبر نداد، زیرا که مسیر تو آنچنان پیچیده و ناشناخته است که نمیتوان آن را به کسی نشان داد.
آهی که عاشقانت از حلق جان برآرند
هم در زمان نیاید هم در مکان نگنجد
هوش مصنوعی: آهی که عاشقان از عمق وجودشان به وجود میآورند، نه تنها در زمان محدود میشود، بلکه در مکان نیز نمیتوان آن را جا داد یا محدود کرد.
آن جا که عاشقانت یک دم حضور یابند
دل در حساب ناید، جان در میان نگنجد
هوش مصنوعی: در جایی که محبوبان و عاشقان یک لحظه به هم نزدیک شوند، قلب و احساسات نمیتوانند در حساب و کتاب بیفتند و جان در آن فضا نمیتواند محدود و confined شود.
اندر ضمیر دلها گنجی نهان نهادی
از دل اگر برآید در آسمان نگنجد
هوش مصنوعی: در دلها گنجی پنهان وجود دارد که اگر از دل بیرون بیاید، ظرفیت آسمان برای نگهداری آن کافی نیست.
عطار وصف عشقت چون در عبارت آرد
زیرا که وصف عشقت اندر بیان نگنجد
هوش مصنوعی: عطار نمیتواند عشق تو را به درستی توصیف کند، زیرا که زیبایی و عمق عشق تو فراتر از این است که به زبان بیاید.