برگردان به زبان ساده
آتش سودای تو عالم جان در گرفت
سوز دل عاشقان هر دو جهان در گرفت
هوش مصنوعی: آتش عشق تو تمام وجودم را دربرگرفته است و درد دل عاشقان در هر دو جهان شعلهور شده است.
جان که فرو شد به عشق زندهٔ جاوید گشت
دل که بدانست حال ماتم جان در گرفت
هوش مصنوعی: وقتی که جان به عشق سپرده شد، به زندگی ابدی رسید و دلی که حال را درک کرد، متوجه شد که از شدت احساس عزا و سوگ برای جان، غمگین شده است.
از پس چندین هزار پرده که در پیش بود
روی تو یک شعله زد کون و مکان در گرفت
هوش مصنوعی: پس از گذشت مدتها و وجود موانع و حجابهای فراوان، هنگامی که تو ظاهر شدی، یک شعله زد و همه چیز را تحت تأثیر قرار داد.
چون تو برانداختی برقع عزت ز پیش
جان متحیر بماند عقل فغان در گرفت
هوش مصنوعی: زمانی که تو حجاب عزت را کنار زدی، عقل به وحشت افتاد و متحیر ماند و فریاد برآورد.
بر سر کوی تو عشق آتش دل برفروخت
شمع دل عاشقان جمله از آن در گرفت
هوش مصنوعی: در کنار کوی تو، عشق شعلهای در دلها برپا کرد و همه شمعهای عاشقان از این نور پر شده و روشن شدند.
جرعهٔ اندوه تو تا دل من نوش کرد
زآتش آه دلم کام و زبان در گرفت
هوش مصنوعی: اندوه تو مانند جرعهای بود که دل مرا آتش زد و سوزش آن باعث شد زبان و کامم به درد بیفتد.
تا که ز رنگ رخت یافت دل من نشان
روی من از خون دل رنگ و نشان در گرفت
هوش مصنوعی: تا زمانی که از زیبایی چهرهات دل من نشانی گرفت، دل من از غم و اندوه رنگ و شکل گرفت.
جان و دل عاشقان خرقه شد اندر میان
زانکه سماع غمت در همگان در گرفت
هوش مصنوعی: دل و جان عاشقان در مسیر عشق به هم ریخته است، زیرا شور و شوق غم تو در دل همه جا گرفته است.
راست که عطار داد حسن و جمال تو شرح
سینه برآورد جوش دل خفقان در گرفت
هوش مصنوعی: عطار واقعاً زیبایی و ظرافت تو را به خوبی توصیف کرده است، به طوری که دلها را به شدت تحت تأثیر قرار میدهد و احساسات در درونشان به جوش و خروش میافتد.