برگردان به زبان ساده
دوش جان دزدیده از دل راه جانان برگرفت
دل خبر یافت و به تک خاست و دل از جان برگرفت
هوش مصنوعی: دیشب جان من از دل خارج شد و به سوی محبوب رفت. دل متوجه شد و به حرکت درآمد و به طور کلی جان از دل جدا شد.
جان چو شد نزدیک جانان دید دل را نزد او
غصهها کردش ز پشت دست دندان برگرفت
هوش مصنوعی: زمانی که جان به محبوب نزدیک شد، دل را در کنار او دید و غصهها را از پشت دست دور کرد و دندان به آنها نشان داد.
ناگهی بادی برآمد مشکبار از پیش و پس
برقع صورت ز پیش روی جانان برگرفت
هوش مصنوعی: یکباره بادی خنک وزید و عطر خوش را به همراه آورد و پردهی چهرهی محبوب از جلوی چشمانم کنار رفت.
جان ز خود فانی شد و دل در عدم معدوم گشت
عقل حیلتگر به کلی دست ازیشان برگرفت
هوش مصنوعی: جان از خود فارغ شد و دل در نبود ناپدید گردید، عقل حیلهگر نیز به طور کامل از آنها کنارهگیری کرد.
بی نشان شد جان کدامین جان که گنجی داشت او
گاه پیدایش نهاد و گاه پنهان برگرفت
هوش مصنوعی: جان کدام انسان به قدری ارزشمند و باارزش است که گاهی نمایان میشود و گاهی در پس پرده پنهان میماند، بدون اینکه نشانی از خود بر جای بگذارد.
فرخ آن اقبال باری کاندرین دریای ژرف
ترک جان گفت و سر این نفس حیوان برگرفت
هوش مصنوعی: خوشا به حال کسی که در چنین دریای عمیق، جان خود را فدای هدفی بزرگ کرد و توانست بر لذات دنیوی غلبه کند.
شکر یزدان را که گنج دین درین کنج خراب
بی غم و رنجی دل عطار آسان برگرفت
هوش مصنوعی: سپاسگزاری از خداوند به خاطر این که در این مکان خراب و بدون مشکل، دل عطار به راحتی به گنجی از دین دست یافته است.